جستجو :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
امروز: ۱۴۰۴ جمعه ۱۶ فروردين


 
  • پيام در پى ارتحال آيت‌الله سيد محمد رضا حسينى جلالى
  • پيام تسلیت در پى درگذشت عالم بزرگوار آيت‌الله آقاى حاج سيّد مرتضى مستجابى«رضوان‌الله‌عليه»
  • پيام به چهارمین اجلاس ملّی مهدویّت و انقلاب اسلامی - 1403/11/20
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ سیزدهم: مذمّت انسان در قرآن/1
  • پیام به چهاردهمین دورۀ جشنوارۀ علّامۀ حلّی«قدّس‌سرّه‌‌الشّریف» حوزه‌های علمیّۀ استان اصفهان
  • پیام به یادوارۀ شهدای گمنام جامعۀ اطلاعاتی استان اصفهان
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ دوازدهم: انسان، حامل امانت الهی
  • پيام تسلیت در پى شهادت حجت‌الاسلام والمسلمين سيدحسن نصرالله
  • پیام در پی جنایات اخیر رژیم صهیونیستی در لبنان

  • -->

    عنوان درس: یاد و ذکر خدا 1
    موضوع درس:
    شماره درس: 48
    تاريخ درس: ۱۳۸۲/۶/۱۳

    متن درس:

    أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم

    بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ

    الحمدلله ربّ العالمین و الصّلوه و السّلام علی خیرِ خلقهِ، اَشرفِ بریته ابی‌القاسم محمّد صلّی الله علیه و آله الطّیبین اَلطَّاهرین و علی جمیع الانبیاء و المرسلین سیما بقیۀ اللهِ فی الارضین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین.

     بحث امسال ما دربارۀ این بود چه کنم درخت رذالت را از دل بکنیم؟ درخت فضیلت به جای آن غرس کنیم، بارور کنیم و از میوۀ آن خود و دیگران استفاده کنیم. به عبارت دیگر چه کنیم به مطلوب به مقصود برسیم؟ چه کنیم آدم شویم؟ در این‌باره راه‌هایی را نشان دادم. بحث این چند جلسه دربارۀ راهی بود که قرآن شریف برای این‌که پیامبر به مطلوبش برسد، بار سنگین نبوت را به منزل برساند داده بود. آیات اول سوره مزمل. گفتم این یک دستورالعملی است که از نظر همه خیلی مهم است و قرآن شریف به پیامبراکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» می‌فرماید یا رسول‌الله عبای نبوت به دوشت آمده بار سنگبن است. و اگر بخواهی این بار سنگین را به منزل برسانی، به این دستورالعمل عمل کن. لذا ما هم اگر بخواهیم به مطلوب برسیم این بار سنگین را به منزل برسانیم باید به این دستورالعمل عمل بکنیم.

    این دستورالعمل یازده جزء دارد در بعضی از اجزای آن صحبت کردم، جزء اولش شب‌بیداری بود، به اندازه مقدور جزء دومش خواندن نماز شب بود به اندازۀ مقدور. جزء سومش خواندن قرآن، تدبر در قرآن، به عبارت دیگر تمسک به قرآن بود. فی الجمله درباره‌اش صحبت کردم. جزء چهارمش توسل بود. برای ما توسل به چهارده معصوم، تمسک به عترت در این باره هم فی‌الجمله صحبت کردم. جزء پنجمش فعالیت برای خودسازی به اندازه‌ای که قدرت داریم کار کنیم بدون کار بدون فعالیت نمی‌شود. در این باره هم فی‌الجمله صحت کردم. و من تقاضا دارم از جوان‌ها فعال باشید برای دنیایتان فعال باشید برای آخرت‌تان فعال باشید پروردگار عالم آدم فعال را خیلی دوست دارد، چنان‌چه آدم تنبل را آدم تجمل‌گرا را آدم پرخور و پرخواب را اصلاً دوست ندارد. بلکه غضب برای او هم دارد. دراین‌باره چند جمله‌ای صحبت کردم. صحبت امشب راجع به جزء ششم از این دستورالعمل است، این هم فوق‌العاده از نظر قرآن، از نظر روایات اهل‌بیت، از نظر علمای علم و اخلاق و سیر و سلوکی‌ها مهم است. و آن ذکری از اذکار یاد خدا، ذکر خداست.

    در این باره‌ قرآن سفارش دارد این‌که زیاد ذکر بگوید زیاد به فکر خدا، به یاد خدا باشید، «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکرُوا اللَّهَ ذِکراً کثیراً، وَ سَبِّحُوهُ بُکرَةً وَ أَصیلاً»[1]

    ای مسلمان، ای شیعه، مؤمن خیلی به یاد خدا باش ذکر داشته باش ورد داشته باش همیشه در زندگی تو این ذکر باشد ان جملۀ «وَ سَبِّحُوهُ بُکرَةً وَ أَصیلاً» تأکید برای همان ذکر کثیر است. معنای صبح و شام یعنی همیشه وردی، ذکری باشد باشد. امام صادق«سلام‌الله‌علیه» می‌فرماید که پروردگار عالم هر چیزی را محدود خواسته است اگر گفته است نماز واجب 17 رکعت، اگر گفته است نماز مستحب 34 رکعت، اگر گفته است روزه ماه مبارک‌رمضان اگر سفارش به روزه مستحبی کرده است در روزهای محدود اگر گفته است خمس بده زکات بده به دیگران رسیدگی کن محدود. امام صادق می‌فرماید اما یک چیز را خدا نامحدود می‌خواهد. گفته است به‌جا بیار، خیلی به‌جا بیاور و آن یاد خدا. ذکر از اذکار و این‌که زبان انسان متذکر به ذکری از اذکار باشد. امام صادق«سلام‌الله‌علیه» می‌‌فرمودند که پدر من امام باقر«سلام‌الله‌علیه» همیشه  چانه‌شان می‌جنبید، یعنی ذکری از اذکار خدا در زبان مقدس‌شان بود. و این‌ را پروردگار عالم می‌خواهد. در روایات ما اذکار مختلفه برای دیگران هست و گفته شده است ثواب فراوانی هم بار بر آن شده است. اسلام هر چه حرف‌های بیهوده را نمی‌خواهد به همان اندازه بیشتر ذکر خدا را می‌خواهد. حرف‌های بیهوده، حرف‌هایی که نتیجه دنیا ندارد نتیجه آخرت ندارد، فشار قبر دارد. لغو است. مؤمن نباید داشته باشد وقتی خدا بهشت را خلق کرد، به بهشت فقرمود حرف بزن اول سوره مؤمنون را خواند. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏، قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ، الَّذینَ هُمْ فی‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ،‌ وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»

    مؤمن رستگار است. مؤمن کیست؟ آن‌که در نماز خضوع دارد در مقابل پروردگار عالم مؤدب است. حضور قلب دارد. مؤمن آن است که لغو ندارد، کارهای بیهوده نمی‌کند، حرف‌های بیهوده نمی‌زند. همه‌تان می‌دانید وقتی که امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» روی دست مادر از مکه بیرون آمد، پیغمبر اکرم منتظرش بود. چشم‌های مبارک فرو بسته بود، تا چشمش به پیامبر افتاد. چشم‌های مبارکش را باز کرد و قرآن خواند بعد سلام. سلامٌ علیکم، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏، قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ، الَّذینَ هُمْ فی‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ،‌ وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»

    به همین اندازه که خدا لغو را نمی‌خواهد، کارهای بیهوده، حرف‌های بیهوده نمی‌خواهد به همان اندازه ذکر می‌خواهد، «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکرُوا اللَّهَ ذِکراً کثیراً، وَ سَبِّحُوهُ بُکرَةً وَ أَصیلاً»؛ ای مؤمن شیعه، مسلمان! باید خیلی ذکر بگی همیشه صبح و شام باشد برای تو روز و شب نباشد. و این زبان تو باید ورد داشته باشد ذکری داشته باشد، توجه به خدا باشد قبل از آن‌که وارد این بحث بشویم یک جمله‌ای از قرآن برایتان عرض کنم. این درحالی‌که یک جمله علمی است، اما برای انسان‌ها که متوجه نیستند، به یاد خدا نیستند خیلی مایۀ تأثر است. قرآن بارها می‌فرماید که همه موجودات ذکر دارند. این کلمه «یسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْض» یا «سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏» در قرآن زیاد تکرار شده است. ما یک سوره‌هایی داریم که اول این سوره‌ها یسبح‌لله، سبح‌لله دارد و سیرو سلوکی‌ها سفارش می‌کنند شب‌ها، روزها این سبحات را بخوانید و این‌ها زیاد هم هست که می‌فرماید همه موجودات ذکر دارند. همه موجودات وردی دارند. و اگر شما بفهمید، اگر شما شعور دینی داشته باشید گوش شنوا باشد، می‌توانید این ذکر موجودات را بشنوید. می‌فرماید: «وَ إِنْ مِنْ شَی‏ءٍ إِلاَّ یسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُم‏»[2]

    به قول اهل دل می‌گویند اگر عتابی در قرآن بالاتر از این برای انسان نباشد جا دارد دق کنید. می‌فرماید همه موجودات سبحان‌الله دارند لا اله الا الله دارند الله اکبر دارند، اما تو نمی‌فهمی. خیلی عتاب است، عتاب خدا با آن همه رأفتش خدایی که اصلاً عالم وجود را خلق کرده است برای این انسان قرآن می‌فرماید همه عالم وجود برای تو، تو برای من. اما به این انسان اگر غافل شد، اگر نتوانست تسبیح موجدات را بشنود درک کند می‌گوید ای نفهم همه عالم تسبیح دارد، ای بی‌شعور همه عالم لا اله الا الله می‌گوید تو چرا نمی‌فهمی؟ چرا نمی‌شنوی؟ ای بی‌شعور همه عالم برای تو آن‌ها می‌گویند لا اله الا الله اما تو نمی‌شنوی نمی‌فهمی. در این باره آقایان مفسرین معمولاً می‌گویند مراد از این تسبیح، تسبیح حالی، تکوینی است نه قالی و تشریعی یعنی انسان به هر ذره‌ای که نگاه کند در آن خدا می‌بیند. «وَ فِی کُلِّ شَیْءٍ لَهُ آیَةٌ، تَدُلُّ عَلَی أَنَّهُ وَاحِدٌ»

    یا به قول سعدی:

    برگ درختان سبز در نظر هوشیار                               هر ورقش دفتریست معرفت کردگار

     

    انسان به هر ذره‌ای به یک اتم با آن حرکتش آن حرکت منظمش چه طور می‌شود این اتم، آن حرکت سرسام‌آور الکترون‌ها به دور پروتون. انسان ببیند اما خدا را آن‌جا نبیند مگی می‌شود نظم باشد منظم باشد. هر کجا نظم است انسان می‌بیند منظم را. گفته‌اند مراد این‌که «یسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْض»؛ معنایش این است که اگر انسان دقت کند در هر ذره‌ای از اتم تا کهکشان‌ها آن‌جا خدا می‌بیند «وَ فِی کُلِّ شَیْءٍ لَهُ آیَةٌ، تَدُلُّ عَلَی أَنَّهُ وَاحِدٌ»؛ معمولاً مفسرین این‌طور معنا کرده‌اند و گفته‌اند این تسبیحات، تسبیحات حال است نه قال، تسبیحات تکوینی است نه تشریعی. اما اهل دل آن‌ها که دقت بیشتری در تفسیر در روایات اهل‌بیت دارند، دقت بیشتری در قرآن دارند می‌گویند نه! همه موجودات لا اله الا الله می‌گویند، دل می‌خواهد گوش می‌خواهد بشنود. به قول مثنوی از زبان موجودات همه همه می‌گویند:

    ما سمیعیم و بصیریم و هوشیم           با شما نامحرمان ما خامُشیم

    تو خود را محرم کن، گوش پیدا کن، دل پیدا کن می‌شنوی که در و دیوار می‌گوید لا اله الا الله. گوش پیدا کن ببین همین‌طور که در روز قیامت دست تو چشم تو تمام اعضا و جوارح تو شهادت می‌دهد به تو در این دنیا هم دست شما چشم شما گوش شما تمام اعضاء و جوارح شما می‌گوید الله اکبر، سبحان الله، لا اله الا اله. قرآن راجع به شهادت همه موجودات علیه انسان در قرآن خیلی پافشاری دارد. «حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَیهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما کانُوا یعْمَلُون»[3]

    در روز قیامت وقتی همه حاضر شدند، حساب و کتاب جلو آمد چشم انسان گوش انسان پوست بدن انسان شهادت می‌دهد علیه انسان و این ناراحت می‌شود. خطاب می‌کند به پوست بدنش، به چشمش، به گوشش به همه اعضا؛ «لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَینا»؛ چرا علیه من شهادت می‌دهید! آن‌ها جواب این‌طور می‌دهند، «أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذی أَنْطَقَ کلَّ شَی‏ء»؛ قرآن می‌‌فرماید که جواب می‌دهند خدا می‌گوید بگو می‌گویم دیگه در روز قیامت چشم‌ها همه تیزبین است. گوش‌ها همه واقع‌بین است. حقیقت بین است. «هذا فَکشَفْنا عَنْک غِطاءَک فَبَصَرُک الْیوْمَ حَدید»[4]

    دم مرگ انسان چشم دیگری پیدا می‌کند کافر باشد یا مؤمن فاسق باشد. فاجر باشد. یا متقی یک چشم دیگری پیدا می‌کند دیگه چنان‌چه بهشت و جهنم می‌بیند؛ چنان‌چه آن تجسم عمل می‌بیند دیگر می‌شنود آن‌که سلول‌های بدنش همه همه لا اله الا الله می‌گویند قرآن در سوره یس می‌فرماید که وقتی بعضی از مردم لجاجت کردند منکر شدند آن وقت ما مهر به دهانشان می‌زنیم به زبانشان می‌زنیم آن وقت همه اعضا و جوارحش علیه او بنا می‌کنند به حرف زدن، «الْیوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُکلِّمُنا أَیدیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یکسِبُونَ»[5]

    پا شهادت می‌دهد، دست شهادت می‌دهد، اعضا و جوارح شهادت می‌دهد و این شهادت این آقا می‌شنود. همین‌طور که در روز قیامت می‌شنود اگر چشم داشته باشد، در همین دنیا می‌بیند اگر گوش داشته باشد در همین دنیا می‌شنود، اگر چشم داشته باشد در همین دنیا می‌بیند، اگر گوش داشته باشد در همین دنیا می‌شنود و این‌که مفسرین می‌گویند این حال نقال تکوین است نه تشریع؛ مثل صدر المتألهین«رحمت‌الله‌علیه» و شاگردهایشان مثل حضرت امام علامه طباطبایی و شاگرهایشان می‌گویند: «ما سمیعیهم و بصیریم و هوشیم، با شما نامحرمان ما خامشیم»؛ مرحوم آخوند کاشی در همین اصفهان در همین مدرسه صدر می‌گفت وقتی نماز شب می‌خوانم تمام در و دیوار با من هم‌‌صدا می‌شود این قرآن است قرآن می‌فرماید که وقتی داود قرآن می‌خواند همه عالم وجود با او همصدا می‌شد «یا جِبالُ أَوِّبی‏ مَعَهُ وَ الطَّیر»؛ یعنی وقتی قرآن می‌خواند، کوه با آن زبور می‌خواند. وقتی زبور می‌خواند پرنده‌ها اطرافش جمع می‌شدند آن‌ها هم صدا با حضرت داود می‌شدند این‌ها این نیست که ما بگوییم زبان حال است و دلالت می‌کند آن می‌خواند کوه با آن زبوردر عمق ذاتش نظم دلالت می‌کند برای این‌که خدا هست. این خدا منزه است این خدا مقدس است نه! حرف بالاتر از این‌ها است این گلبول‌های سفید که خدمت‌گذار شما هستند این گلبول‌های قرمز که خدمت‌گذار شما هستند این گارد نگهبانی که خدا برای شما تعیین کرده است این گارد پخش ارزاقی که خدا در عمق جان شما در درون شما برای شما تیه کرده است که از میلیاردها هم بالاتر است این‌ها در حالی‌که خدمت به شما می‌کند ذکر خدا می‌گوید در حالی‌که ذره‌ای کوتاهی، کم‌کاری، بی‌کاری، بدکاری نمی‌کند اما سبحان‌الله، لا اله الا الله شاید صلوات بر پیامبر و آل پیامبر. همه عالم وجود شیعه است. سنی در میان ما پیدا می‌شودوالا در عالم وجود همه مرید امیرالمؤمنین«سلام‌الله علیه» هستند. اگر شما گوش داشته باشید به قول مثنوی می‌گوید این گوش حیوانی را بگذار کنار، یک گوش آدمی پیدا کن. آن وقت ببین که چه طور همان گلبول‌های سفید در عمق جان تو، گلبول‌های قرمز می‌گویند اللهم صل علی محمد و آل محمد. چه طور دست تو وقتی تو خوابی، او می‌گوید لا اله الا الله. تو در رخت‌خوابی رخت‌‌خواب تو می‌گوید سبحان‌الله ـ سبحان‌الله تو غافلی اما او متوجه تو خوابی اما او بیدار، ما از قرآن این را استفاده می‌کنیم و این آیه‌ای که خواندم معنا ندارد مااین ایه را حملش بکنیم بر تکوین نه تشریع، می‌فرماید: «وَ إِنْ مِنْ شَی‏ءٍ إِلاَّ یسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُم‏»

    نمی‌فهمی، ما که خوب می‌فهمیم که عالم وجود دلالت می‌کند بر این‌که خدا هست. کسی نمی‌تواند این را درک کند. «أَ فِی اللَّهِ شَک فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏»

    اگر کسی را پیدا کنیم خدا قبول نداشته باشد خودش را به خریت زده است خودش را به احمقی زده است، والا معنا ندارد یک کسی شعور داشته باشد، عقل کم داشته باشد، اما نداند خدا در عالم هست. یک رفیق لاابالی که خدا را قبول نداشت، اما لجوج، نیوتن بارها با این صحبت کرد، خدا هست گفت نه. یک روزی آمد در کارگاهش با نیوتن کار داشت نیوتن فرصت را غنیمت دانست و در ضمن صحبت کلید برق را زد. یک وفعه این آقا دید بَه، چه نظمی! این منظومه شمسی در سقف کارگاه این دارد حرکت می‌کند چه حرکت منظمی. پرسید آقا این منظومه شمسی در کارگاه تو را چه کسی برای تو درست کرده مثل این‌که خیلی خوشش آمده می‌خواسته به او بگوید که برای او هم در اتاقش چنین چیزی بسازد. نیوتن خیلی با خون‌سردی گفت این خود ساخته شده. خود پیدا شده. گفت آقا مسخره نکن! خودساخته شده یعنی‌چه؟! خوب من می‌گویم مسخره می‌کنی، که این را ساخته است؟ گفت بهت گفتم خودساخته شده. خود پیدا شده. گفت آخه آقای نیوتن نمی‌شود. گفت آقا اگر یک منظومه شمسی کوچک در این کارگاه من از خود ساخته نشده باشد، چطور این منظومه شمسی با این نظمش بدون منظم باشد؟ آیا معقول است بگوییم یک مدبر حکیم عالم قادری حکم‌فرما نیست؟ وقتی انسان عقل عوامانه‌اش را به کار بیندازد به قول این شاعر در هر چه خدا می‌بیند. اما قرآن در ابن باره دربارۀ تسبیح موجودات می‌فرماید: «لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُم» شما نمی‌فهمید معلوم می‌شود که خبری هست غیر از این چیزی که مفسرین می‌گویند. معلوم می‌شود در این جهان غوغایی است و ما کر هستیم. در این جهان حرف‌هایی استن ما جاهلیم معلوم می‌شود در عمق جان هر موجودی لا اله الا الله نهفته است. اما چه طور حرف‌ می‌زند. نمی‌دانیم. «لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُم»؛ بله اگر گوش باشد می‌فهمی. اگر دل باشد می‌فهمی اگر چشم باشد خیلی چیزها می‌بینیم. و عرض کردم دم مرگ دیگه هر که باشد فاسق و فاجر باشد کافر باشد و یا مسلمان باشد دیگه چشم تیزبین می‌شود. آن وقت است که فاسق و فاجر است، اما با دستش حرف می‌زند دست با او حرف می‌زند با پوست بدنش حرف می‌زند. پوست بدن با او حرف می‌زند. همه اعضا و جوارحش علیه او شهادت می‌دهد؛ چنان‌چه له او شهادت می‌دهد. آن کسی که خود را به زحمت می‌اندازد خدمت به خلق خدا می‌کند. در روز قیامت همه اعضا و جوارح او له او شهادت می‌دهد. خدایا این نماز شب خواند. خدایا این نماز اول وقت خواند. خدایا این خدمت به خلق خدا کرد. خدایا این از نعمت‌هایی که تو به او دادی استفاده کرد. از چشمش، از گوشش، از دستش، از پایش استفاده کرد. اما اگر آدم نااهلی باشد اگر آدمی باشد که صدمه بزند رنج بدهئد به اعضا و جوارحش، در روز قیامت دشمنش است. چشم دشمنش است. گوش دشمنش است دست و پای دشمنش است و علیه او شهادت می‌دهند «حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَیهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما کانُوا یعْمَلُون»؛ این وحشت‌زده می‌شود. می‌بیند که چشمش علیه او شهادت داد. دوستش علیه او شهادت داد پا علیه‌اش شهادت  داد. پوست بدنش علیه‌اش شهادت داد. می‌گوید «لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَینا»؛  چرا این‌طور می‌کنی؟ می‌گوید خدا می‌گوید بگو می‌گویم «أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذی أَنْطَقَ کلَّ شَی‏ء». سوره اذازلزله همین را می‌فرماید: «یوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها»؛ وقتی می‌آیی صف محشر زمین علیه تو شهادت می‌دهد. می‌گوید روی من گناه کردی. زمین می‌گوید که تو بودی که روی من نشستی، غیبت کردی. تو بودی که در پارک روی من نشستی فحشاگری کردی. این بار به زمین می‌گوید چرا علیه من شهادت می‌دهی؟ او هم همین را می‌گوید: «بِأَنَّ رَبَّک أَوْحى‏ لَها»

    خدا می‌گوید بگو و او می‌گوید. حرف خدا مقدم بر همه حرف‌هاست. چیزی که همه باید تأسف بخوریم باید خجالت بکشیم این‌که همه موجودات می‌گویند لا اله الا الله ما غافلیم چه قدر بد است این غفلت برسد به این‌جا که گلبول‌های قرمز و گلبول‌های سفید من این قدر به من خدمت می‌کنند. همیشه می‌گوید سبحان‌الله، اما بعضی از مردم نماز نمی‌خوانند. باید از خجالت بمیرند. از همین جهت هم در روایات داره، در روز قیامت به اندازه‌ای عرق می‌کند، عرق تا چانه او را می‌گیرد غرق در عرق می‌شود و راستی هم خجالت دارد این‌که می‌بینی سیرو سلوکی‌ها گریه دارند. خجالت‌ها دارند. با آن همه عبادتشان با آن همه راز و نیازشان. با آن همه شب‌بیداری‌هایشان اما گریه‌ها دارند، یکی از گریه‌ها و زاری‌هایشان برای همین است که راستی می‌بیند دائماً اعضا و جوارحش در عبادتند، اما این در غفلت است. این خواب اما اعضاء و جوارحش بیدار است. این خواب است همین‌طور که گلبول‌های سفید شما گلبول‌های قرمز شما این گارد محافظ ما این گارد پخش ارزاق شما شما خوابی او برای شما کار می‌کند. ذره‌ای کم‌کاری، بی‌کاری، این اداری‌های ما باید از گلبو‌ل‌های قرمز و سفید خودشان بیاموزند این کم‌کاری، بی‌کاری، بدکاری خجالت است برای انسان بله اگر یک آن این گلبول‌ها مریض بشوند یعنی کم‌کار بشوند. انسان را می‌کشد. دیگه انسان نمی‌تواند زندگی کند. ولی تا خودش خودش را مریض نکند این‌ها برای انسان کار می‌کند. اما در حالی‌که کار می‌کنند لا اله الا الله می‌گویند. اگر ریادتون باشد دربارۀ کار کردن می‌گفتم جوان‌ها مثل همین گلبول‌های قرمز و سفید باشید یک کار نه! انسان بایددر آن واحد کارها داشته باشد در حالی‌که کار می‌کد برای دنیایش کار کند برای آخرتش در حالی‌که کار می‌کند برای آخرتش کا رکند. برای کمالش در حالی‌که کار می‌کند برای کمالش خدمت کند به خلق خدا. در حالی‌که خدمت می‌کند به خلق خدا، سیر و سلوک کند برود جلو. این راه را برای ما تهیه کرده‌اند. 124 هزار پیامبر آمد ما تو راه بیفتیم حرکت کنیم برسیم به جایی که به جز خدا نداند. برسیم به جایی که به جز خدا نبینیم؛ لذا بحث امشب‌مان رسید به این‌جا همه ما باید ذکر داشته باشیم، ورد داشته باشیم. همه ما باید برسیم به آن‌جا من دیدم بعضی از خانم‌ها را دیدم بعضی از آقایان را دیدم خسته هستند چرتند اما در همان حالی که چرت است می‌بینم که می‌گوید «الللهم العن اول ظالم ظلم الحق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک».

    خوشا آنان‌که الله یارشان بید                                      به حمد و قل هوالله کارشان بید

    خوشا آنان‌که دائم در نمازند                                       بهشت جاودان بازارشان بید

    خوشا به حال این‌ها که راستی عادت کرده‌اند به کلمه لا اله الا الله همه، همه مخصوصاً جوان‌ها این ذکر یونسیه را خیلی بگویید «لا اله الا أنت سبحانک إنّی کنت من الظالمین». جوان‌ها راهی نیست جز رابطه با خدا والا زندگی تاریک است، تاریک، زندگی وحشتناک است وحشتناک. اگر یک زندگی روشنی، عاقبت به خیری بخواهی اگر یک نشاط همیشگی بخواهید رابطه با خدا، «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»


    [1]. أحزاب، 41 و 42: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خدا را یاد کنید، یادى بسیار، و صبح و شام او را به پاکى بستایید.»

    [2]. إسراء، 44: «و هیچ چیز نیست مگر اینکه در حال ستایش، تسبیح او مى‏گوید، ولى شما تسبیح آنها را درنمى‏یابید.»

    [3]. فصلت، 20: «تا چون بدان رسند، گوششان و دیدگانشان و پوستشان به آنچه مى‏کرده‏اند، بر ضدّشان گواهى دهند.»

    [4]. ق، 22: «و[لى‏] ما پرده‏ات را [از جلوى چشمانت‏] برداشتیم و دیده‏ات امروز تیز است.»

    [5]. یس، 65: «امروز بر دهانهاى آنان مُهر مى‏نهیم، و دستهایشان با ما سخن مى‏گویند، و پاهایشان بدانچه فراهم مى‏ساختند گواهى مى‏دهند.»

    چاپ دانلود فايل صوتي
    احکام
    اخلاق
    اعتقادات
    اسرار حج
    مناسک حج
    صوت
    فيلم
    عکس

    هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    دفتر مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى مظاهری «مدّظلّه‌العالی»
    آدرس دفتر اصفهان: خيابان عبد الرزاق – کوی شهيد بنی لوحی - کد پستی : 99581 - 81486
    تلفن : 34494691 -031          نمابر: 34494695 -031
    آدرس دفتر قم :خیابان شهدا(صفائیه)- کوی ممتاز- کوچۀ شماره 1(لسانی)- انتهای بن‌بست- پلاک 41
    تلفن 37743595-025 کدپستی 3715617365