جستجو :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
امروز: ۱۴۰۵ سه شنبه ۵ خرداد


 
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ هجدهم: سعادت و شقاوت انسان- 2
  • عرضه آثار و تألیفات معظّم‌له در نمایشگاه مجازی کتاب
  • پیام به مناسبت اربعین شهادت رهبر و قائد امّت اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه ای«قدّس‌سرّه»
  • پیام در پی شهادت سیاستمدار خردمند و متعهّد، شهید دکتر علی لاریجانی«رضوان‌الله‌علیه»
  • پیام در خصوص انتخاب رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران
  • پیام در پی فاجعۀ شهادت اسفناک رهبر معظم انقلاب اسلامی«قدّس‌سرّه‌»
  • آیت‌الله العظمی مظاهری به سبب تشدید بیماری کلیوی در بیمارستان‌ بستری شدند. 1404/12/9
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ هفدهم: سعادت و شقاوت انسان- 1
  • پیام خطاب به حضرت آیت‌الله‌العظمی سیستانی«مدّظلّه‌العالی»

  • -->

    درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ هجدهم: سعادت و شقاوت انسان- 2

    بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ

    «رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی یفْقَهُوا قَوْلِی‏»

    در جلسۀ قبلی درس اخلاق با موضوع «انسان در قرآن»، این سؤال مهم طرح شد که آیا انسان بالفطره سعید است یا شقی؟ به‌عبارت دیگر، آیا انسان از نظر فطرت سعادت‌مند است یا شقاوت‌مند؟

    برای پاسخ به این سؤال، چند نظریّه بیان شد. نظریّۀ اوّل این است که انسان، شقیّ بالفطره است و ذاتاً شقاوت دارد. برخی صاحب‌نظران، تحت تأثیر جنایت‌ها و خیانت‌های بروز یافته از انسان، به‌ویژه در مقاطعی از تاریخ، مثل زمان گسترش جنگ جهانی دوّم، به این باور رسیده‌اند که انسان از نظر فطرت شقی است، مثل گرگ می‌درد و مثل مار و عقرب می‌گزد؛ و سعادت بعضی از آدمیان و خودداری آنها از ظلم و جنایت، استثنایی و در اثر عواملی نظیر تربیت است.

    در تاریخ فلاسفه و نزد بزرگان علم و حکمت، کمتر به این دیدگاه توجه شده است، امّا متأسّفانه امروزه، برای توجیه خوی استکباری و برای طبیعی نشان دادن درنده‌خويى و قدرت‌طلبى، از این دیدگاه سوء استفاده می‌شود. یعنی گاهی در جهان امروز، مبادرت به ظلم و وحشی‌گری را به شقاوت ذاتی انسان نسبت می‌دهند تا برای سلطه‌طلبى و ریاست‌دوستی و کشتار جمعی و جنایات بشری، مؤاخذه نشوند.

    طبق نظریّۀ دیگر، انسان، سعید بالفطره است و سعادت در ذات تمامی افراد بشر نهفته است.

    قرآن کریم می‌فرماید: «فَأَقِمْ‌ وَجْهَكَ‌ لِلدِّينِ‌ حَنِيفاً فِطْرَتَ‌ اللّٰهِ‌ الَّتِي فَطَرَ النّٰاسَ‌ عَلَيْهٰا»[1]؛ یعنی با همان سرشت پاکیزه‌اى كه خداوند تعالی مردم را بر آن سرشته است، به‌دین حق روى آور.

    پس هر آدمی، از ابتدای خلقت، فطرت توحیدی، فطرت انسانیّت، فطرت آدمیّت، فطرت خیرخواهی و بالاخره فطرت دیگرگرایی دارد، نه فطرت شرک، نه فطرت خودخواهی، و نه فطرت شقاوت و بدبختی؛ ولی گاهی در اثر تربیت غلط، شقاوت‌مند می‌شود. پس اگر کسی سعید نیست، فطرتش از بین رفته یا کارکردش را از دست داده است.

    این نظریّه، از پيش از ميلاد حضرت مسيح«عليه‌السلام» در بین اندیشمندان و فلاسفه مطرح بوده است. بزرگانی مثل افلاطون و در قرون و اعصار بعدی، امثال شيخ‌الرّئيس و صدرالمتألّهين، این دیدگاه را تأیید کرده‌اند.   

    نکتۀ قابل توجه در این مبحث آن است که در این مبحث، نظریّه‌ها، وابسته به شخصیّت نظریّه‌پرداز است و از این جهت متفاوت است. مثلاً متفکرانی که به سعادت ذاتی انسان عقیده دارند، کمتر در اثر تجاوز و ستم بشریّت، آسیب روحی و روانی دیده‌اند. نظریّۀ کسانی که نوع انسان را فطرتاً شقیّ و بدبخت می‌دانند نیز متأثر از آن است که شاهد جنایات و ظلم‌های آشکار برخی از آدمیان بوده‌اند. پس نظریّۀ هر کسی از سرشت او و از آنچه در درون اوست، تراوش می‌کند. به‌قول قرآن کریم: «كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ»[2] ؛ یعنی عمل و سخن هر بنده‌ای بر اساس آن ساختاری است که در درونش شکل گرفته است؛ به‌قول معروف: از کوزه، همان برون تراود که در اوست.

    پس مواضع متفکّرانی که با تعالیم اسلامی تربیت شده‌اند با دیدگاه‌های آنان که  تحت آموزش فلسفۀ غرب بوده‌اند، تفاوت جدی دارد؛ سخن و رفتار اشخاص عقده‌ای نیز با سخن و رفتار افرادی که از سلامت نفس برخوردارند، متفاوت است.

    بر این اساس، یکی از مراقبت‌های لازم برای خانواده‌ها، به‌خصوص مادران گرامی، آن است که با اعمال و رفتار غلط، فرزندان خود را عقده‌ای بار نیاورند. اگر دختر یا پسر، با شخصیت تربیت نشود، بی‌ریشه بزرگ شود و در اثر برخی کمبودها عقده‌ای بار بیاید، خطرناک است. گاهی یک جوان، در یک خانوادۀ سالم و مقدّس، عقده‌ای تربیت می‌شود، سپس ناگهان آن عقده منفجر شده، مثل یک بمب، عالم را به آتش می‌کشد.

    افزون بر دو نظریّه‌ای که در خصوص سعادت و شقاوت انسان بیان شد، دیدگاه‌های دیگری نیز در این باره مطرح شده است که در ادامه، بعضی از آنها تبیین می‌گردد.

    طبق نظریّۀ سوّم، انسان، نه سعید بالفطره و نه شقیّ بالفطره است، بلکه وقتی به دنیا می‌آید، مثل آب بی‌رنگ است و هر رنگی به او بدهند، همان رنگ را می‌پذیرد و مطابق آن، سعادت‌مند یا شقاوت‌مند می‌شود.   

    یکی از دانشمندان علم اخلاق و صاحب‌نظران در حکمت و فلسفه که به‌نام «ابن‌مسکویه» مشهور شده، کتابی با نام «تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق» نگاشته و موضوع آن فلسفۀ اخلاق است. آن کتاب ارزشمند، به فارسی نیز ترجمه شده و یکی از ترجمه‌های آن، مربوط به بانو مجتهده امین است که ایشان نیز آثار ارزنده‌ای، به‌ویژه در تفسیر و اخلاق داشت و از افتخارات اصفهان بود. 

    ابن‌مسکویه در آن کتاب و برخی آثار دیگر خود، نظریّۀ سوّم را بیان می‌کند. طبق نظر ایشان، انسان «لااقتضاء» است؛ نه سعید بالفطره و نه شقیّ بالفطره است، یعنی وقتی به دنیا می‌آید، مثل آب است که هیچ رنگ و تعلّقی ندارد. پس صفات و خصوصیّات او با توجه به رنگی که به او داده می‌شود، تعیین خواهد شد. مثلاً پدر و مادر، مخصوصاً مادر، می‌توانند او را به هر رنگی درآورند. آیا فرزند خود را با عفّت و با غیرت بار می‌‌آورند یا بی‌عفّت و بی‌غیرت؟ آیا او در اثر تربیت، متدیّن و دیگرگرا می‌شود یا خودخور، خودخواه، پول‌پرست و ریاست‌طلب خواهد شد؟

    همچنین جامعه در شکل دادن به خصوصیّات انسان، مثل پدر و مادر تأثیر دارد، یعنی تربیت انسان در دبستان، دبیرستان، دانشگاه و به‌طور کلّی در جامعه، مثل تربیت خانوادگی، در شخصیّت او تأثیر دارد. اگر جامعه آلوده باشد، حفظ سلامت اخلاقی در آن مشکل است، چنانکه نیل به سعادت و سلامت اخلاقی، در جامعۀ پاک آسان است.

    بالأخره از نظر ابن‌مسکویه، نقش تربیت، چه از سوی خانواده و چه از جانب اجتماع، و نیز نقش اختیار انسان در پذیرش تربیت، در سعادت و شقاوت انسان، نقش محوری است و بسیار پر رنگ است. نوزادی که به‌دنیا می‌آید، نه ذاتاً سعید و نه ذاتاً شقی است و به‌تدریج، متأثر از خانواده، دوستان خوب و بد و در مدرسه و دانشگاه، ممکن است خوشبختی یا بدبختی را برگزیند.

    نظریّۀ چهارمی هم در خصوص مسئلۀ سعادت و شقاوت انسان توسط برخی از اندیشمندان بیان شده است. طبق آن دیدگاه، آدمیان دو دسته‌اند؛ یک دسته، از نظر فطرت سعید و خوش‌بخت و دستۀ دیگر، از نظر فطرت، شقی و بدبختند.

    از قدما، متفکرانی نظیر جالینوس در آثار خود این نظره را مطرح ساخته‌اند و از بین متأخّرین نیز بزرگانی مثل آخوند خراسانی بر این باور بوده‌اند. مرحوم آخوند خراسانی، صاحب کتاب «کفایة‌الاصول» عالمی متبحّر بود که در حوزه‌های علمیّه از حیث علم و تقوا رتبۀ بسیار والایی داشت. کتاب «کفایة‌الاصول» ایشان حدود صد سال است محور درس خارج اصول برای طلابی است که سطوح عالی حوزه را می‌آموزند. ایشان در کتاب کفایه، با اینکه ارتباط مستقیم با موضوع اصلی کتاب ندارد، دو سه مرتبه در مباحث «جبر و تفویض» یا «قضا و قدر»، با ادلّۀ فلسفی بیان کرده است که انسان‌ها دو قسم‌اند؛ گروهی از آنان سعید بالفطره و گروهی دیگر شقیّ بالفطره‌اند.

    صاحبان این نظریّه، برای اثبات آن، به‌روایتی از رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» استناد می‌کنند که در آن فرموده‌اند: «النَّاسُ‏ مَعَادِنُ‏ كَمَعَادِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ»[3]؛ یعنی همان‌طور که زمين هم مشتمل بر معادن طلا و هم مشتمل بر معادن نقره است، سرشت آدمیان نیز مختلف است. در نتیحه: بعضى از مردم سعيد بالفطره هستند و بعضى از مردم شقى بالفطره هستند.

    روایت دیگر و مورد استناد در این زمینه نیز از پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» است که فرموده‌اند: «الشَّقِيُّ مَنْ شَقِيَ فِي بَطْنِ أُمِّهِ وَ السَّعِيدُ مَنْ‏ سَعِدَ فِي بَطْنِ أُمِّهِ»[4]؛ شقی و بدبخت کسی است که از درون شکم مادرش شقی است و سعید و خوشبخت کسی است که از درون شکم مادرش سعید است.

    البته باید توجه شود که این روایت و روایات مشابه آن، نافی اختیار و انتخاب انسان نیست و بر اساس آن نمی‌توان گفت که هرکسی جبراً سعید یا شقی است؛ بلکه مقصود روایت آن است که پدر و مادر، به‌خصوص  مادر، در زمينه‌سازی برای سعادت يا شقاوت فرزندان، تأثیر زیادی دارند، چنان‌که تربیت صحیح آنان، راه انتخاب مسیر سعادت و خوشبختی را برای فرزندشان هموار می‌سازد و تربیت غلط، مسیر شقاوت و بدبختی را فراروی فرزند باز می‌کند.   

    این چهار نظر و دیدگاه، در خصوص سعادت و شقاوت آدمیان مطرح گردیده است. در این باره، نظریّۀ پنجمی نیز قابل طرح است که در ادامه بیان می‌گردد.

     انسان مرکب از بُعد انسانی یا ملکوتی از یک سو و بُعد حیوانی یا ناسوتی، از سوی دیگر است. یعنی از نظر جسم و غرائز مادی، با حیوانات اشتراک دارد؛ غریزۀ جنسی، حبّ مال، دوست داشتن غریزی فرزند، ریاست‌دوستی، علاقه به خوردن، ‌آشامیدن، استراحت و ارضای شهوات، از نقاط اشتراک او با حیوانات و برخاسته از بعد جسمی اوست. از نظر روح و ارزش‌های معنوی نیز با اهل ملکوت و عالم مجردات، در اشتراک است.

    در آفرینش جهان هستی، حیوان‌ها فاقد روح و بعد معنوی، و فرشتگان فاقد جسم و بعد مادی، آفریده شده‌اند. در این میان، تنها انسان است که دو بُعدی خلق شده و از هر دو بعد جسمی و روحی، برخوردار است.

    نکته در اینجاست که ترقی و پیشرفت معنوی ‌انسان، از دو بعدی بودن  او سرچشمه می‌گیرد. چرا انسان می‌تواند به‌جایگاهی برسد که به جز خدا نداند؟

    رسد آدمی به‌جایی که به‌جز خدا نداند

    بنگر که تا چه حد است مقام آدمیّت

    چگونه پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» در معراج به‌مقامی می‌رسند که جبرئیل امین با آن همه مقام و منزلتش، اجازۀ همراهی ایشان را ندارد؟ از این‌رو می‌گوید:

    اگر يك سرِ مو فراتر پرم‏   

    فروغ تجلى بسوزد پرم

    طبق دیدگاه پنجم که دقیق‌تر از سایر نظریّه‌ها به‌نظر می‌رسد، انسان، از نظر روح و بعد معنوى، سعيد بالفطره است، ولى از نظر جسم و بعد مادّى، شقىّ‌ بالفطره است.

    به‌بیان رساتر، انسان از جنبۀ معنوى، سعيد و خوش‌بخت و از جنبۀ مادّى، شقىّ و بدبخت به‌حساب می‌آید. پس اگر با غلبه دادن بعد روحی بر بعد جسمی، راه تكامل را که همان صراط مستقیم است، بپیماید، سعادت‌مند خواهد شد و چنانچه روح و بعد معنوی خویش را تحت سيطرۀ جسم و بعد مادّی قرار دهد، شقاوت‌مند خواهد شد.

    این بحث، نیاز به بیان مطالب تکمیلی دارد و ان‌شاء الله در جلسات بعدی به آن پرداخته خواهد شد.

     



    [1] . روم، ۳۰: «پس روى خود را با گرايش تمام به حقّ‌، به سوى اين دين كن، با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است.»

    [2]. اسراء، 84: «هر كس بر حسب ساختار [روانى و بدنى‏] خود عمل مى‏كند.»

     [3]. من لا يحضره الفقيه، ج‏4، ص380.

    [4] . تفسير القمی، ج‏1، ص227.

     

    آرشيوچاپ
    احکام
    اخلاق
    اعتقادات
    اسرار حج
    مناسک حج
    صوت
    فيلم
    عکس

    هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    دفتر مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى مظاهری «مدّظلّه‌العالی»
    آدرس دفتر اصفهان: خيابان عبد الرزاق – کوی شهيد بنی لوحی - کد پستی : 99581 - 81486
    تلفن : 34494691 -031          نمابر: 34494695 -031
    آدرس دفتر قم :خیابان شهدا(صفائیه)- کوی ممتاز- کوچۀ شماره 1(لسانی)- انتهای بن‌بست- پلاک 41
    تلفن 37743595-025 کدپستی 3715617365