فضيلت شب قدر
شب قدر در تعلیمات اسلامی از اهمیت فوقالعادهای
برخوردار است. اهمیّت این شب عزیز به حدّی است که بر اساس آیۀ اول سورۀ مبارکۀ
قدر، در اين شب، قرآن کریم در یک نزول دفعی به سینۀ
مبارک پیامبر اکرم«صليالله
عليه وآله وسلّم» نازل شده
است.

نکتۀ دیگر، شيوۀ بیان آیۀ «وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ» است. عرب کلمۀ «مَا أدرَاکَ» را هنگامی به
کار میبرد که بخواهد اهمیّت مطلب را بیان کند. میفرماید: چه میدانی که شب قدر
چه شبی است؟ به عبارت دیگر، میفرماید: درک اهمیّت شب قدر به اندازهای است که نمیتوان
آن را وصف کرد و انصافاً توصیف این شب قدر در قالب واژهها و الفاظ نمیگنجد.
«لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ
شَهْر»[1]
شب قدر از هزار ماه بهتر است.
ارزش شب قدر افضل از ارزش هزار ماه است؛ و
هزار ماه برابر با حدود هشتاد سال، يعني عمر طبيعي يك انسان است. یعنی عبادت در
اين شب با ارزشتر از عبادت يك عمر است.
نكاتي در ارتباط با شب قدر
1. توجّه
اوّل توجّه دادن دل به اینکه این شب چه شب با
عظمتی است. در شبی که خداوند به ملائکه میگوید: بروید و فریاد بزنید آیا بندۀ
حاجتمند و گرفتار و گناهکاری هست که به برکت این شب او را مورد مغفرت قرار دهیم؟
توجّه به این نکته لازم است که عبادت در این شب از یک عمر عبادت مخلصانه در ایام
عادی برتر است. فراموش نشود که در این شب، مقدّرات انسانها رقم میخورد و در این
شب است که آدمي باید نظر ربّ ودود را به خود معطوف نمايد و سرنوشت خود را به نیکی
مبدّل سازد.
توجّه داشتن و غافل نبودن اولین گام در سیر و
سلوک است. استاد بزرگوار ما علامۀ طباطبایی«رحمةاللهعليه» هنگام جان دادن این جمله را مرتب تکرار کردند و از
دنیا رفتند: توجّه، توجّه، توجّه.
بدین ترتیب، باید از شب قدر که والاترینِ شبهای
سال به شمار میآید و میشود بهبود اوضاع را در آن از خداوند متعال درخواست نمود،
غفلت نکنیم.
2. احياء و شبزندهداري
مطلب بعدی که درشب قدر به آن توصیه شده است،
احیاء و شبزندهداری است. احیاء آن شب برکات فراوانی دارد، ولی باید توجه داشت که
این بیدار ماندن، همراه با گناه نباشد. دراین صورت، خواب بهتر است.
نقل میکنند ظالمی نزد یکی از علمای اصفهان
آمد و پرسید: در شب قدر، کدام عبادت برای من بهتر است؟ آن عالم گفت: برای تو خواب
بهتر است.
آن فرد رفت و تا صبح خوابید و صبح که از خواب
بیدار شد، قدری تأمل کرد و گفت: راستی این عالم بزرگ چه توصیۀ خوبی به من كرد. اگر
تا صبح بیدار میماندم، معلوم نبود چه گناهانی از من صادر میشد.
بنابراین، احیاء باید همراه با توجه به حضرت
حق باشد، نه همراه با غیبت و تهمت و معصیت.
3. اهمیّت به نماز و قرائت قرآن(ارتباط با
خدا)
مطلب سوم که لازم است به آن اهمیّت
داده شود، قرائت قرآن و خواندن نماز است. در شبهای قدر، به اندازۀ توان باید نماز
خوانده شود. صد رکعت نماز در اعمال این شبها وارد شده است. انس با قرآن و قرائت
قرآن هم که مورد تأکید ویژه میباشد و نباید از آن غافل بود. پیامبر
اکرم«صليالله عليه وآله
وسلّم» و ائمۀ طاهرین«سلامالله عليهم» بسيار سفارش فرمودهاند که قرآن بخوانیم و
در پناه آن، خود را حفظ کنیم. رابطه با خدا خصوصاً به وسيله قرآن، انسان را به
جایگاه والایی میرساند. با اين رابطه، انسان از شرور شياطين انس و جن و تمامي
شياطين و حتي نفس، حفظ ميشود. رابطۀ مداوم با قرآن برای سیر و سلوک بسيار مفید
است، موجب عاقبت به خیری و تأمین آتیه ميشود، برای رفع گرفتاریها و مشکلات
کارگشاست و برای تأمین یک زندگی آرام و مطمئن، سودبخش است.
4. اجتناب از گناه
نکتۀ بعدی که بسيار اهمیّت دارد، این
است که در این چند شبانهروز قدر، گناه وارد زندگي شما نشود. لااقل از هنگام افطار
تا وقتی که نماز صبح اقامه میشود، کوچکترین گناه در زندگی کسی نباشد. در خطبۀ
روز جمعۀ آخر ماه شعبان وقتی پیامبر«صليالله عليه وآله وسلّم» به توصیف ماه مبارک رمضان پرداختند و در مورد فضائل این ماه سخن گفتند،
امیرالمؤمنین«سلاماللهعليه» از جای خویش برخاستند و عرض کردند: یا رسولالله،
برترين اعمال در اين ماه چيست؟ رسول گرامی«صليالله عليه وآله وسلّم» فرمودند:
«الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ»[2]
اجتناب
از محرمات الهي.
یعنی در این ماه مراقب باشید معصیت پروردگار
را انجام ندهید. حال، به مؤمنین توصیه و سفارش میشود که حداقل در سه شبانهروز
قدر بیشتر از گذشته مراقب اعمال خود باشند و توجّه داشته باشند که گناه موجب سقوط
و ظلمت است و این ظلمت، مانع رسیدن رحمت خداوند متّعال به آنان میشود.
مواظبت از گفتار و رفتار ضروری است و همه
باید دقّت کنند که اختلاط بین زن و مرد در میان آنان نباشد. ظواهر شرع مقدس باید
رعایت شود تا رحمت باریتعالی شامل حال بندگان شود.
یک توصیۀ کلی هم در مورد گناه لازم است و آن اینکه اولاً گناه نکنيد. ثانیاً اگر گناهي
انجام شد، فوراً به فکر جبران و تدارک آن باشید و توبه کنید. ثالثاً مواظب باشيد
در سرازيري گناه واقع نشويد و گناه روی گناه شما را بدبخت نکند. رابعاً گناه را
توجيه نکنيد.
امروزه بسیاری از گناهان در جامعه توجیه میشود.
خانمي که بدحجاب است، گناه بدحجابي و بیحجابی را توجيه ميکند. کسي که ربا میخورد،
میگويد ربا نیست. افرادی که غیبت میکنند، غيبت خود را گناه نمیدانند. و نظایر
این توجیهها در جامعه فراوان است. توجيه گناه، توفيق توبه را از انسان ميگيرد.
بدترین دردها این است که انسان گناه خود را گناه نداند و بدتر از آن وقتی است که
انسان گناه کند و تصور نماید که کار خوبی انجام میدهد. اصلاً گاهي انسان گناه را
به عنوان عبادت انجام ميدهد. قرآن کریم میفرماید:
«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرينَ
أَعْمالاً الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي
الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً»[3]
بگو: آيا شما را از زيانکارترين مردم خبر دهيم؟
آنها کساني هستند که سعيشان در زندگي دنيا گم و تباه
شده است و خود گمان ميکنند که کار نيکي انجام ميدهند.
معلوم است وقتی انسان نفهمد که گناه میکند،
توبه هم نميکند و روز به روز گمراهتر میشود. تنها راه برونرفت از این گمراهی،
تبعیّت از دستور و حکم مرجع تقلید است. در غیر این صورت، جامعه دچار گناه علنی میشود
و گناه علني و ترک امر به معروف و نهي از منکر يا بيتفاوتي نسبت به گناه، باعث ميشود دست عنايت خداوند از روي جامعه
برداشته شود و چنین جامعهای جز بدبختی ارمغانی نخواهد داشت.
5. توبه
مطلب پنجم که آن نیز از اهمیّت والایی
برخوردار است، توبه است. توبه يعني
بازگشت گناهكار و پشيماني از قصور و تقصير، بازگشت از نفس امّاره و صفات
رذيله به سوي رحمت خداي متعال، بازگشت از طاغوتها مخصوصاً از شياطين جنّي
و انسي به سوي حقتعالي و بالاخره بازگشت از هوا و هوس و از هر وسوسهاي
به سوي پروردگار مهربان.
اگر
کسی به راستی توبه کند، به يقين بداند كه خداوند گناهان او را میآمرزد.[4] و بالاتر اینکه قرآن كريم میفرماید:
«إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ
عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[5]
مگر
كسى كه توبه كند و ايمان آورد و كار شايسته كند. پس خداوند بديهايشان را به نيكيها
تبديل مىكند.
با توبه، خداوند رحمان و کريم پروندۀ سیاه و
پر از گناه انسان را به پروندۀ درخشانِ پر از حسنات مبدّل میسازد.
گناه هرچه بزرگ و فراوان باشد، رحمت و عفو
خداوند از آن بزرگتر است و خدا وعده داده است که گناه را میبخشد. بنابراین کسی
نباید از رحمت حق مأیوس باشد.
«قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا
عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ
الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ»[6]
بگو:
اى بندگان من كه بر خويشتن زيادهروى روا داشتهايد، از رحمت خدا نوميد مشويد. در
حقيقت، خدا همۀ گناهان را مىآمرزد،
كه او خود آمرزنده مهربان است.
اگر به راستي دل کسی شکست و يک تلاطم دروني
پيدا کرد، سر به زير و خجالتزده از خدا شد، خدا حتماً توبۀ او را قبول ميکند.
اصلاً یأس و نا امیدی از رحمت خداوند، گناهی برابر با گناه کفر دارد. مسلمان، آن
هم شيعه، معنا ندارد از رحمت خداوند مأيوس باشد. مثلاً اگر کسي بگويد خدا ديگر مرا
نميآمرزد، مأيوس از رحمت خدا شده و گناه او در سر حد کفر است.
«وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ
إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُون»[7]
از
رحمت خدا مأيوس نشويد، که جز کافران از رحمت خدا نوميد نگردند.
توجّه به اين نكته مهمّ است كه از نظر قرآن كريم، بلكه
از نظر عقل، توبه هيچ شرطي ندارد و به صرف پيدا شدن حالت دروني پشيماني
از گناه، توبه حاصل ميگردد، امّا بايد دانست كه لازمۀ پشيماني، تصميم بر
ترك گناه و عمل بر طبق دستورات الهي است؛ زيرا اگر كسي تصميم بر ترك
گناه نداشت و يا بر اساس فرمان الهي عمل نكرد، در حقيقت از گناه پشيمان
نشده است.
توبه
از حقّ الله
گاهي
توبه مربوط به حق الله است؛ مثلاً عباداتی مثل نماز از انسان فوت شده و قضا دارد.
با اینکه این گناه خیلی بزرگ است و انسان بينماز، و کسي که به نماز اهمیّت نمیدهد
و نماز را ضايع میکند، حتماً گمراه و بدبخت است، ولی توبۀ او پذیرفته میشود.
البته پس از توبه، جبران کوتاهي از عبادت فوت شده، لازم است. بايد تصميم جدي بگيرد
که نماز و روزه و ساير عباداتي را که از او قضا شده است، به مرور زمان جبران
نمايد. پروردگار عالم توبۀ واقعي چنين شخصي را ميپذيرد و انتظار هم ندارد بعد از
توبه، تمام وقتش را صرف جبران آن عبادات کند، بلکه بايد به وظايف روزانهاش رسیدگی
کند و هرچه ميتواند نمازها و روزهها یا سایر عباداتش را قضا کند تا تمام شود.
ولي تصميم جدّي براي جبران اين عبادات لازم است.
توبه از گناهانی نظیر دروغ و غیبت و تهمت نیز
پذیرفته میشود و در بسیاری از این موارد، راضی کردن شخصی که از او غیبت شده یا به
او تهمت زده شده است هم لازم نیست و فقط توبۀ واقعی در محضر پروردگار متعال کفایت
میکند.[8]
توبه از حقّ الناس
کسي که حقي از مردم ضايع کرده است و اموال
ديگران را به باطل خورده است يا دزدي و حيف و ميل و ربا و رشوه و ... در زندگی خود
داشته است، اولاً بايد توبه کند و پشيماني خود را در محضر پروردگار عالم اظهار
نمايد، ولي این موارد نیز نياز به جبران دارد. بايد حقّ الناس را به صاحب آن
برگرداند. اگر هم صاحب آن مال را پيدا نکرد و دسترسي به او نبود، بايد با حاکم شرع
در ميان بگذارد. اگر هم واقعاً سرمايهاي جهت جبران حقّ الناس ندارد، بايد توبه
کند و تصميم جدّي بگيرد که هر وقت توانست مال مردم را به آنها برگرداند و اگر هم
تا آخر عمر بر اين تصميم واقعي بماند و توان پرداخت بدهي خود را نداشته باشد، در
روز قيامت پروردگار عالم آن بستانکار را راضي خواهد کرد.
کسانی هم که در ادای دیون شرعی نظیر خمس و
زکات و کفّارات، کوتاهی کردهاند، باید توبه کنند و در مورد نحوۀ پرداخت بدهی خود،
به حاکم شرع مراجعه نمایند.
خلاصه بنبست در اسلام نيست. کسي نميتواند
بگويد ديگر فايده ندارد و من بخشيده نميشوم. اين غلط است و همه بايد توبه کنند و
به هر روشي که ميتوانند جبران حقّ الله يا حقّ الناس را بنمايند يا در صورت عدم
توان، تصميم جدّي براي جبران بگيرند.
6. دعا
مطلب مهمّی که باید در شبهای قدر به آن
توجّه شود، راز و نیاز با معبود است. از دعا و راز و نیاز با خدا نباید غافل بود.
اگر هم کسی نمیتواند عربی دعا بخواند، با زبان خودش با خداوند متعال راز و نياز
کند. خداوند به زبان بندگان خویش به هر زبانی که باشد، آشناست. البته خواندن دعا
به پیروی از حضرات معصومین«سلامالله عليهم» و
به زبان عربی، بهتر است.
بايد انسان
در اين شبها حالی پیدا کند و حقیقتاً از عمق جان خداوند تبارک و تعالی را بخواند
و «خدا، خدا، خدا» بگوید. حال مناجات را هم باید از خدا خواست. با بیحالی و کسالت
نمیتوان از این اوقات بهرهمند شد. خوشا به حال کسانی که با حال خوش، از این
اوقات خوب بهره میبرند.
استجابت دعا
آيهاي در قرآن راجع به دعا است که از نظر
تأکيد منحصر به فرد است:
«وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي
قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي وَ
لْيُؤْمِنُوا بي ل َعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ»[9]
و
چون بندگان من از تو درباره من بپرسند (بگو که) من حتماً (به همه) نزديکم، دعاي
دعاکننده را هنگامي که مرا بخواند اجابت
ميکنم، پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند، شايد که راه يابند.
يا رسول الله اگر از تو پرسيدند خدا کجاست؟
بگو نزديک است. از رگ گردن به تو نزديکتر است. از خود تو به تو نزديکتر است. از
طرف من به آنها بگو اگر راستي دعا کنيد، اجابت ميکنم. جواب شما را ميدهم حتماً
ايمان و عقيده داشته باشيد که استجابت ميکنم. خداوند دوست دارد رستگار شويد لذا
ميگويد دعا کنيد. و رستگاري و رشد انسانها در سايۀ دعا و ارتباط با او ميسر ميشود.
در آيۀ ديگر تهديد ميکند و ميفرمايد اگر
کسی اعراض از دعا داشته باشد و در زندگي او دعا نباشد و دعا نکند، به جهنم خواهد
رفت و در جهنّم خوار و ذليل خواهد بود:
«وَ قالَ ربُّکُمُ ادعُونِي اَستَجِبْ
لَکُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ
داخِرينَ»[10]
و
پروردگارتان گفت مرا بخوانيد تا شما را اجابت کنم، البته کساني که از عبادت من
تکبر ورزند به زودي خوار و سرافکنده
وارد جهنم ميشوند.
در آيۀ ديگر ميفرمايد:
«قُلْ
ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ»[11]
بگو اگر دعاي شما نباشد، خداوند براي شما
ارجي قائل نيست.
خداوند در اين آيات ميفرمايد اگر دعا در
زندگي شما نباشد من اعتنا به شما ندارم و دست عنايت من از روي سر شما برداشته ميشود.
نظير اين دو سه آيه در قرآن زياد است که به ما
ميفهماند مأيوس از استجابت دعا نباشيم. خداوند متعال در قران کريم استجابت را
وعده داده است و وظيفه ما هم دعا کردن است. اعتقاد به اينکه خداوند از ما خواسته
است دعا کنيم و دعاي ما بدون نتيجه نميماند، ضروري است.
دعاي سحر دعاي خيلي خوبي است که همۀ ائمه طاهرين«سلامالله عليهم» آن دعا را ميخواندهاند. و در اين دعا از
اول تا آخر نميگويد خدايا چه ميخواهم. فقط ميگويد «خدا خدا خدا، به حق محمد و
آل محمد«صليالله عليه وآله
وسلّم»». ولي نميگويد چه ميخواهم.
لذا خوب است انسان فقط دعا کند و يقين داشته باشد آنچه مصلحت اوست به او ميدهند.
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن که خواجه خود روش بنده پروری داند
حالا اگر کسی تعيين کند چه ميخواهد، اگر
صلاح او باشد، عين دعا مستجاب ميشود. ولي اگر مصلحت او در استجابت آن دعا نباشد،
حتماًَ نظير آن عطا ميشود. مثلاً اگر کسي فقير است و تموّل ميخواهد، اگر به صلاح
او نباشد، خداوند اولاد صالح و عاقبت به خيري و نظائر آن را عطا ميفرمايد.
بالاخره خداوند متعال جواب دعا را خواهد داد.
اگر هم به هيچ وجه استجابت دعا در اين دنيا مصلحت نباشد، خداوند تبارک و تعالي در
قيامت از بندهاش عذرخواهي ميکند و به او مي فرماید: اگر دعاي تو مستجاب نشد،
مصلحت تو نبود و علت آن را براي او روشن ميکند و به گونهاي براي او جبران مينمايد
که آن بنده ميگويد اي کاش هيچ يک از دعاهايم در دنيا مستجاب نشده بود.
7. توسّل به اولياي الهي«سلامالله عليهم»
و نکتۀ آخر اینکه بنا به فرمایش
خداوند متعال که فرموده است:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا
اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَة»[12]
اى
كسانى كه ايمان آوردهايد، از مخالفت فرمان خدا بپرهيزيد و وسيلهاى براى تقرب به
او بجوئيد.
باید با توسّل و به واسطۀ حضرات معصومین«سلامالله عليهم» به درگاه خداوند رفت. یکی از اعمال وارد شده
در لیالی قدر توسل به حضرت سیدالشهداء«سلاماللهعليه» و
سایر حضرات معصومین«سلامالله
عليهم» است. توسّل به این
بزرگواران بسیار در اجابت دعا مؤثر است.
قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم«صليالله عليه وآله وسلّم» میفرماید اگر گناهکار نزد تو بيايد و
استغفار کند و تو هم براي او استغفار کني، حتماً گناه آمرزيده و حاجت برآورده ميشود:
«وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا
أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ
لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً»[13]
و اگر آنها
هنگامي که به خويشتن ستم کردند نزد تو ميآمدند، آنگاه از خداوند آمرزش ميخواستند
و رسول خدا نيز براي آنها طلب آمرزش
ميکرد، بيترديد خدا بسيار توبهپذير و مهربان مييافتند.
رسول گرامي«صليالله عليه وآله وسلّم» در زمان خودشان، ائمه طاهرين«سلامالله عليهم» يکي پس از ديگري در زمان خودشان و در زمان
ما حضرت مهدي(ارواحنافداه) واسطههاي فيض الهي هستند. آمرزیده شدن
گناهان و رفع حوائج، بايد با جلب نظر حضرت مهدي(ارواحنافداه) صورت پذیرد.
اگر حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) نظر لطفي به جلسات دعا نفرمايند، آن جلسات هيچ فايدهاي
ندارد. باید توسل به محضر ایشان صورت گیرد تا خداوند متعال به واسطۀ آن حضرت دعاها
را مستجاب کند.
آنان
که خاک را به نظر کيميا کنند آيا
شود که گوشه چشمي به ما کنند
توسّل در سیرۀ زندگانی حضرات معصومین«سلامالله عليهم» همواره بوده است. پيامبر«صليالله عليه وآله وسلّم» در نماز و مواقعي که دعا ميفرمودند، اين
جمله را ميفرمودند: «اللهم بحقّ علي». و اميرالمؤمنين«سلاماللهعليه» نيز در نمازها و دعاي خود به پيامبر«صليالله عليه وآله وسلّم» متوسّل ميشدند.[14]
در ادعيهاي که از جانب معصومين«سلامالله عليهم» وارد شده و برخي از آنها در مفاتيح محدّث قمي آمده است، نميتوانيد دعايي را پيدا
کنيد که بدون توسل باشد.
بنابراین در جلسات دعا باید به محضر پروردگار
متعال عرض شود که خدایا ما حضرت زهرا«سلاماللهعليها»،
اميرالمؤمنين«سلاماللهعليه» و ساير حضرات معصومين«سلامالله عليهم» را واسطه قرار دادهایم. ما با وجود نازنین
حضرت مهدی(ارواحنافداه) به در خانۀ تو آمدهایم، به حق ایشان و به واسطۀ این
بزرگواران دعاهای ما را مستجاب و توبههای ما را قبول بفرما.
برگرفته از کتاب روزه، سلوک پرهيزکاران، از تأليفات معظّمله
پينوشتها
براي شنيدن
صوت جلسات دروس اخلاق معظّمله در ماه مبارک رمضان اينجا را کليک کنيد.