جستجو :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
امروز: ۱۳۹۸ پنج شنبه ۳۱ مرداد

 
  • آیین افتتاح سال تحصیلی جدید حوزۀ علمیّۀ اصفهان - 26/5/1398
  • اطّلاعیّۀ برگزاری مراسم جشن روز عید سعید غدیر - 28/5/1398
  • پيام به سومین جشنوارۀ بین‌المللی شعر نهج‌البلاغه - 27/5/1398
  • درس اخلاق؛ شرح چهل حدیث، حدیث چهلم: ارزش و منزلت تعقّل - 19/5/1398
  • درس اخلاق؛ شرح چهل حدیث، حدیث سی‌ و نهم: آبروریزی از مردم، سبب قطع ولایت الهی
  • پيام به سومین دورۀ مسابقات کشوری قرآن کریم مددجویان و کارکنان کمیتۀ امداد امام خمینی«قدّس‌سرّه» - 5/5/1398
  • اعلام تعطیلی درس خارج‌فقه - 25/4/1398
  • دیدار مسئولان ستاد همایش آیة‌الله العظمی سید محمدباقر درچه‌ای«قدس‌سرّه» - 23/4/1398
  • درس اخلاق؛ شرح چهل حدیث، حدیث سی‌ و هشتم: رسیدن به مقام شکر، ذکر و محبّت، در اثر تحصیل رضایت خداوند

  • -->




    بیانات در آستانۀ سالروز شهادت امام صادق«سلام‌الله‌علیه»، در پایان درس خارج فقه - 5/4/1398

    بِسْمِ‏ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏

    «رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري‏ وَ يَسِّرْ لي أَمْري وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني يَفْقَهُوا قَوْلي‏»

     

     سالروز شهادت امام صادق«سلام‌الله‌علیه» در پیش است. به همین مناسبت قدری راجع به زحمات شاگردان امام صادق«سلام‌الله‌علیه» صحبت می‌کنیم.

    ما هرچه داریم از شاگردان امام باقر و امام صادق«سلام‌الله‌علیهما» است، بلکه باید بگوییم از شاگردان امام صادق«سلام‌الله‌علیه» است، برای اینکه آنها ادامه دهندۀ تعالیم معلم دوّم بودند.

    بیانات در آستانۀ سالروز شهادت امام صادق«سلام‌الله‌علیه»، در پایان درس خارج فقه - 5/4/1398شاگردان و اصحاب امام صادق«سلام‌الله‌علیه» در مضیقۀ عجیبی بودند؛ هم از نظر اقتصادی و هم از نظر سیاسی. به اندازه­ای که راوی می­گوید: زمانی درس امام«سلام‌الله‌علیه» را تعطیل کرده بودند و من رفتم خدمت ایشان و دیدم در بسته و پرده کشیده و در اطاق نشسته‌اند. گریه کردم و به ایشان گفتم: «الْبَابُ‏ مُغْلَقٌ‏ عَلَيْكَ‏ وَ السِّتْرُ مُرْخًى عَلَيْكَ». در این حال، امام صادق«سلام‌الله‌علیه» به من دل تسلّی دادند و مرا آرام نمودند.[1]

    شاگردان امام صادق«سلام‌الله‌علیه» در این صحنه‌ها درس می­خواندند و به رغم تنگناها و مشکلات فراوانی که داشتند، توانستند فرهنگ تشیّع را صددرصد مستغنی کنند.

    کتاب شریف بحارالانوار علامه مجلسی، در صد و ده جلد، حاصل گفتار و زحمات شاگردهای امام صادق«سلام‌الله‌علیه» است. شاگردانی که نان برای خوردن نداشتند، شاگردانی که زیر تازیانه­ها بودند و کسانی مثل ابن ابی عمیر که هم متحمّل زندان‌های طاقت‌فرسا شدند، هم تازیانه‌ها خوردند و هم اموالشان مصادره شد.[2] اما همین ابن ابی عمیر وقتی از زندان بیرون آمد، دوباره در صف اوّل شاگردان اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» بود.

    این بزرگان که به گردن ما شیعیان حقّ بزرگی دارند، توانستند تشیّع را به معنای واقعی، هم از نظر احکام، هم از نظر اعتقادات و هم از نظر اخلاق غنی کنند و به ما برسانند.

    مثلاً کتاب وسائل الشیعۀ مرحوم شیخ حرّ عاملی، مملوّ از قال الصّادق این شاگردان است. بنابراین ما در احکام، بسیار مستغنی هستیم. استاد بزرگوار ما آیت‌الله آقای بروجردی«رحمت‌الله‌علیه»، بعضی اوقات افتخار می­کردند و می­گفتند: سنّی‌ها بیش از ششصد روایت در فقه ندارند. نود درصد روایات صحاح ستّه، مرسل و ده درصد آن نبوی است که آن هم مرسل است. لذا صحاح ستّه دارند، اما همۀ روایت‌ها مرسل است. بسیار کم می­شود که بتواند روایت صحیح السّند به ما بدهد؛ اما وسائل شیخ حرّ عاملی را شاگردان امام صادق«سلام‌الله‌علیه» به ما داده‌اند و روایات کثیری دارد که صحیح السّند است و ما را در احکام مستغنی کرده است.

    شما عزیزان باید در احکام کار کنید، باید لاأقل احکام یک رسالۀ توضیح‌المسائل در ذهنتان باشد. بعضی اوقات مشاهده می‌شود که تسلّط بر احکام نیست و پاسخ صحیح به مسألۀ شرعی داده نمی‌شود.  

    همچنین لازم است تسلّط کافی بر مسائل اعتقادی داشته باشید. تسلّط شاگردان امام صادق«سلام‌الله‌علیه»، فلسفی و عرفانی نبود، بلکه خیلی عادی، اما به طور جدّی بر اعتقادات اسلام و تشیّع مسلّط بودند و پاسخ شبهات را با استدلال عوام پسند می‌دادند، به‌گونه‌ای که برای همه قابل فهم بود.

    مثلاً بهلول در درس ابوحنیفه رفت و شنید که ابوحنیفه از جبر و تفویض صحبت می‌کند. سنّی­ها معمولاً جبری هستند و کسانی هم که جبری نیستند، تفویضی هستند؛ اما مکتب اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» می‌گوید: «لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ بَلْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْن‏».

    به هر حال، بهلول شنید که ابوحنیفه سه مسأله طرح کرد؛ اوّل اینکه خدا را می‌توان دید و هرچه موجود باشد، قابل رؤیت است.   مسألۀ دوم این بود که شیطان با آتش عذاب نخواهد شد، زیرا شیطان خود از آتش آفریده شده و چیزی که از سنخ آتش است، به‌وسیلۀ آتش، عذاب نمی‌شود؛ به عبارت دیگر، آتش، آتش را نمی‌سوزاند.

    و مسألۀ سوّم اینکه بندگان در انجام کارها مجبورند و از خود اختیاری ندارند.

    بهلول با یک کلوخ جواب هر سه مسأله را داد. کلوخی برداشت و بر سر ابوحنیفه زد و سر او شکست. بهلول را گرفتند و برای محاکمه نزد خلیفه بردند.

    بهلول در محکمه گفت: من کاری نکرده‌ام، برای اینکه این شخص معتقد است ما اختیاری نداریم و در انجام کارها مجبوریم! پس خدا خواسته است که کلوخ در سر او بخورد، به‌جای اینکه مرا محکوم کنید، از خدا بپرسید که چرا کلوخ در سرش زده است؟!

    بعد هم خود ابوحنیفه می‌گوید که دو چیز هم جنس و هم سنخ، نمی­توانند به هم ضرر بزنند؛ ما از جنس خاکیم و این کلوخ هم از خاک است و این شخص دروغ می­گوید و سرش درد نمی­کند، زیرا خاک نمی‌تواند به خاک آسیب برساند و آن را اذیّت کند، همان‌طور که آتش نمی‌تواند شیطان را که از سنخ آتش است، بسوزاند.

    گذشته از این حرف‌ها، ابوحنیفه بگوید: دردش کو تا ما آن را ببینیم؟ زیرا عقیده دارد هر چیزی که موجود است، باید قابل دیدن باشد. پس ما باید درد او را ببینیم و اگر نمی‌بینیم، سرش درد نمی‌کند.

    بالاخره با حالت جنون و با تمسخر، اما با استدلال محکم، پاسخ شبهات او را داد.

    نظیر این قضیّه در بین شاگردان امام صادق«سلام‌الله‌علیه» فراوان است. ما باید در اعتقادات، تسلّطی مثل آنها داشته باشیم. امام صادق«سلام‌الله‌علیه» به شاگردان خویش افتخار می­کردند و هرکه به ایشان مراجعه می‌کرد و مسأله‌ای داشت، او را نزد یکی از آنان می‌فرستادند تا پاسخ استدلالی بگیرد؛ اگر در احکام بود، می­فرمودند به فلانی مراجعه کن و اگر در اخلاق یا اعتقادات بود، می­فرمودند به دیگری مراجعه کن. بالاخره همۀ شاگردان ایشان می­توانستند جواب مسائل را بدهند.

    راوی می­گوید: دیدم در مسجد رسول الله، بیش از هزار نفر می­گویند: قال الباقر و قال الصادق؛ این قال الباقر و قال الصادق برای ما شیعیان سه چیز آورد: اوّل: احکام، مثل وسائل شیخ حرّ عاملی؛ دوّم: اخلاق، مثل بحار علامۀ مجلسی و سوّم: اعتقادات، مثل عبقات مرحوم صاحب عبقات.

    بنابراین ما در احکام، در اخلاق و در اعتقادات، استغنای کافی داریم؛ اما حیف که نسل حاضر آن استغنا را از نسل‌های قبلی نگرفته و متأسفانه آن طور که شایسته است، به ترویج و گسترش علوم دینی نپرداخته است. این مسأله را ساده حساب نکنید؛ برای اینکه از اوجب واجبات برای ما طلبه­ها، تسلط بر اعتقادات تشیّع و تسلط بر احکام تشیّع و حتی بر احکام سنّی­ها و تسلط بر اخلاق اسلامی است.

    خدا را قسم می­دهم به حقّ شاگردان امام صادق«سلام‌الله‌علیه» که مضیقۀ آنها خیلی بالاتر از مضیقه‌های این زمان بوده است، خدا را قسم می­دهم در این گرفتاری‌ها که برای ملّت جلو آمده است، دل مردم شاد و دشمن سرافکنده شود.



    [1]. الغيبة( للنعماني)، ص288.

    [2]. اختیار معرفة الرجال، ص529.

    آرشيوچاپ
    احکام
    اخلاق
    اعتقادات
    اسرار حج
    مناسک حج
    صوت
    فيلم
    عکس

    هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    دفتر مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى مظاهری «مدّظلّه‌العالی»
    آدرس دفتر اصفهان: خيابان عبد الرزاق – کوی شهيد بنی لوحی - کد پستی : 99581 - 81486
    تلفن : 34494691 -031          نمابر: 34494695 -031
    آدرس دفتر قم :خیابان شهدا(صفائیه)- کوی ممتاز- کوچۀ شماره 1(لسانی)- انتهای بن‌بست- پلاک 41
    تلفن 37743595-025 کدپستی 3715617365
    Web:www.almazaheri.org     Email:info [at] almazaheri [dot] org