اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.بسم الله الرحمن الرحیم.رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقدۀ من لسانی یفقهوا قولی.
مسئله دیروز مسئله مهمی بود لذا بنا شد که امروز هم یک مقدار روایت بخوانیم در مسئله روایات هم زیاد وارد شده است.
مسئله این بود که مشهور در میان اصحاب فرموده اند که اگر حیوان درنده اش از خانه فرار کرد یا از خانه هم فرار نکرد بالاخره کسی را اذیت کرد فرموده اند صاحب این حیوان ضامن است دیگر حالا از خانه فرار کرده باشد یا این که همراهش باشد و سگ هار حمله بکند در حالی که افسارش هم مثلا دست صاحبش است و بالاخره به طور مطلق فرموده اند که حیوان موذی اگر صدمه زد صاحب این حیوان موذی باید دیه بدهد اگر کسی را کشت باید دیه کامل بدهد اگر جوری است که نسبت فعل را به او می شود داد گفته اند که باید دیه کامل از مال خودش بدهد اگر هم نه باید عاقله دیه بدهد این مشهور در میان اصحاب است گفتم اما مرحوم محقق یک قیدی به آن زده اند گفته اند که آن جا که بداند آن جا که تفریط کرده باشد و اما آن جا که نداند آن جا که تفریط نکرده باشد مرحوم محقق فرموده اند ضمان ندارد، این راجع به حیوان درنده یعنی حیوان موذی مثل سگ هار و شتر مست و اسب چموش و اما راجع به حیوان غیر موذی مطلقا گفته اند که اگر اذیت کرد به کسی دیه ندارد دیگر این قیدی که مرحوم محقق این جا کرده ان جا نکرده اند و مطلقا گفته اند حیوان غیر موذی اگر اذیت کرد دیه اش مال خودش است دیه ندارد و در هر دو قول هم تمسک کرده اند به روایت و ما دیروز در هر دو فرعش اشکال داشتیم و ما مدعی بودیم که آن قاعده کلی را باید فراموش نکنیم اگر نسبت فعل را می شود داد به صاحب حیوان درنده باشد یا نباشد بداند یا نداند این دیه دارد و اگر نسبت فعل را نشود به او داد دیگر درنده باشد نباشد اهلی باشد نباشد گفتیم که این دیه ندارد ببینیم نسبت فعل را می شود داد یا نه؟ و اگر قول من را بپذیرید فرمایش شهرت درست نمی آید برای این که در همان حیوان غیر موذی که فرموده اند دیه ندارد دیروز مثال می ردم می گفتم که شبان، گوسفند چران خوابش برد گوسفندهایش رفت در صحرای مردم و صحرای مردم را تلف کرد این جا بخواهیم بگوییم این دیه ندارد صحرای مردم چریده شده بچرد، حیوانها چریده اند این را عرف نمی پسندد چنانچه درباره ی حیوان موذی هم ما گفتیم مطلقا نسبت فعل را می شود داد این دائر مدار دانستن و ندانستن و این ها نیست اگر سگ درنده از خانه آمد بیرون و این بداند، نداند و این سگ درنده رفت تو مردم و یک بچه را مثلا کشت مردم صاحب سگ را رهایش نمی کنند بگویند این سگ است و این هم که نمی دانست و هیچ، و حتی می گفتیم روایات را بخواهیم حمل کنیم بر آن چه مرحوم محقق گفته حمل مطلق بر فرد نادر می شودلذا ما در فسحه هستیم و ما همان قاعده کلی که یاد ما داده اند همان قاعده کلی را می گوییم چه حیوان موذی باشد مثل اسب چموش مثل شتر مست مثل سگ هار و چه حیوان غیر موذی باشد مثل گوسفند ما در همه جا یک قاعده دست می دهیم موارد تفاوت می کند گاهی در حیوان موذی دیه ندارد گاهی در حیوان غیر موذی دیه دارد کلی، این است که عرفاً نسبتاین فعل را بشود داد به صاحب حیوان هر کجا نسبت فعل را بدهیم می گوییم که دیه دارد هر کجا نسبت فعل را نتوانستیم بدهیم می گوییم دیه ندارد و دیروز یک مقداری روایت خواندیم حالا امروز هم دو سه تا روایت بخوانیم بعد برویم سر یک فرع دیگر که آن فرع هم مبتلی به است و هم حرف روی آن هست.
روایت باب 13 از ابواب موجبات ضمان روایت ها خیلی هم هست یکی از آن ورایت ها را بخوانیم روایت 1 از باب 13 از ابواب موجبات ضمان صفحه 183 جلد 19 محمد بن یعقوب عن علی بن ابراهیم عن ابیه عن محمد بن عیسی عن یونس عن رجل عن ابی عبد الله علیه السلام گفته اند روایت مرسله است حجت نیست اما یونس بن عبد الرحمن از اصحاب اجماع است آن می گوید عن رجل و اصحاب اجماع لایروون الا عن ثقه بنابراین اصحاب اجماع آن رجل را درستش می کند لذا روایت مصحه است عن ابی عبدالله علیه السلام انه قال بهیمه الانعام لایغرم اهلها شیئاً مادامت مرسله یکی از روایاتی است که می خواهند به آن تمسک بکنند این که سگ بی آزار گوسفند بی آزار و بالاخره حیوان غیر موذی این حیوان غیر موذی اگر ضرر بزند هیچ، بهیمه الانهام لایغرم اهلها شیئاً مادامت مرسله در آن مانده اند که این مرسله را چه جور معنا بکنند، مرحوم صاحب جواهر می فرمایند که این مادامت مرسله معنایش این است یعنی مادامی که اذیت نکند بهیمه الانعام این لایغرم الا این که موذی بشود مثل شتر مست بشود می گویند خوب دلالتش خیلی عالی می شود برای این که به قول صاحب جواهر ما هم می خواهیم بگوییم که حیوانهای غیر موذی این ها ولو اذیت بکنند و صحرای مردم را بچرند این ها لایغرم اهلها شیئاً مادامی که مرسله باشد یعنی به عبارت دیگر مرحوم صاحب جواهر می گویند شأنیت این را داشته باشد رهایش کنند لذا صاحب جواهر این جوری معنا کنند مادامت مرسله یعنی مادامی که این مست نباشد، بشود بالقوه، شأن این را داشته باشد که رهایش بکنند این حرف صاحب جواهر ظاهرش را که نمی شود گرفت ما بگوییم که مثلا شتر اگر بسته باشد و اذیت بکند این دیه ندارد اما اگر باز باشد دیه دارد لذا ظاهر روایت را که نمی شود معنا کرد باید یک تأویلی در روایت کرد مرحوم صاحب جواهر این جوری تأویل می کند و تطبیق می کند بر این که حیوان اهلی این اگر ضرر بزند دیه ندارد، یک معنای دیگر که لایغرم اهلها سیئاً مادامت مرسله معنا بکنیم این که مادامت مرسله یعنی این اصلاً برای تحقق موضوع است یعنی لذا کانت مرسله موضوع را تعیین می کند می گوید این حیوان اهلی اگر در راه باشد اگر از خانه آمد بیرون و ضرری زد به خلاف آن سگ درنده است که دیه دارد این دیه ندارد این هم این معنا و شاید این معنای دوم بهتر از معنای اول باشد ولی علی کل حال این روایت از آن روایاتی است که این ها دل خوش کرده اند به آن و می گویند که اگر حیوان اهلی باشد و ضرر زد این دیه ندارد، حالا همین جا سوال می کنیم بهیمه الانعم لایغرم اهلها دیگر مادامت مرسله را رهایش بکنید برای این که مادامت مرسله مثل این که نباشد، لذا بهیمه الانعام لایغرم اهلها شیئاً خب حالا سوال می کنیم اگر نسبت فعل را بشود داد به صاحبش باز هم لایغرم اهلها؟ گوسفند ها را آورد در سحرا صحرا در و دیوار ندارد و این گرفت خوابید حالا لایغرم اهلها این را که روایت نمی گیرد این جا را بگوییم بهیمه الانعام لایغرم اهلها ولو کانت مفرطاً، نمی شود که، بنابراین بر می گردد به این که این جور بگوییم بهیمه الانعام لایغرم اهلها ندارد مثل این که سوار اسب است دارد می رود و این اسب چموش یا چموش نیست اما این چموشش می کند حالا لگد می زند یا عصبانی می شود اسب می رود جلو روی بچه یا از عقب لگدی می زند به یک کسی و کسی را می کشد بگوییم بهیمه الانعام لایغرم اهلها شیئاً این را نمی گیرد باید ببریدش آن جا که هیچ تقصیری از صاحب این بهیمه الانعام نباشد در حقیقت می شود متخصص، تخصیص عقلی یعنی در یک چهار چوبی بهیمه الانعام لایغرم اهلها و اما اگر بشود نسبت فعل را به این آقا داد نمی توانیم بگوییم بهیمه الانعام لایغرم اهلها شیئاً، تخصیص لبی دارد و این که آقایان این تخصیص را نزده اند و فرموده اند که روایت به ما می گوید حیوان اهلی در مقابل حیوان غیر اهلی که مرحوم صاحب جواهر مرسله را غیر اهلی معنا می کند حیوان اهلی در مقابل حیوان غیر اهلی به عبارت دیگر در مقابل حیوان موذی آن حیوان موذی دیه دارد این حیوان اهلی دیه ندارد مطلقا ظاهراً نمی شود گفت ظاهراً حرف من خیلی خوب است حرف ندارد یعنی نمی شود ما بگوییم بهیمه الانعام لایغرم اهلها شیئاً ولو این تقصیر داشته باشد نمی شود که گفت این را وقتی نشود دیگر خواه ناخواه بر می گردد به این که بهیمه الانعام لایغرم اهلها شیئاً اگر نسبت فعل را به صاحبش نشود داد، فقط نسبت فعل را به این حیوان بدهیم مثلا مثال بزنیم گوسفند در صحرا برد و دارد می چراند و یک کسی آمد و هم در معرض گله نشست بنا کرد ناهار بخورد گوسفند ها ریخته روی سرش ناهارش را که بردند خودش را هم کشتند این خوب است بهیمه الانعام لایغرم اهلها شیئاً و اما گله را برده در صحرا نشست و نگاه کرد و گله رفت در صحرای مردم و صحرای مردم را خراب کرد نمی شود که بگوییم در این جا بهیمه الانعام لایغرم اهلها.
روایت 2: باسناده عن یونس عن محمد بن سنان عن علاء بن الفضیل عن ابی عبدالله علیه السلام روایت صحیح السند است اگر هم کسی به محمد بن سنان اشکال بکند که ما نمی کنیم قبلش یونس بن عبد الرحمن است بنابراین روایت صحیحه است اگر نه روایت مصححه معتبره است انه سئل عن رجل یسیر علی طریق من طرق المسلمین علی دابته فتصیب برجلها قال لیس علیه ما اصابت برجلها و علیه ما اصابت بیدها سوار اسبش است دارد می رود و سُکی، چیزی، چموشی و امثال این ها هم نبود یک کسی آمد پشت سر این اسب این لگر زد آن پایش شکست گفتند این دیه ندارد و اما اگر از جلو آمد دهانه دست این است و می تواند مواظبت بکند مواظبت نکرد است از جلو آمد روی بچه دیه دارد این یعنی چه؟ برای این که اگر عقب باشد نسبت فعل را به او نمی شود داد اگر از جلو باشد نسبت فعل را به او می شود داد لذا چهار پنج تا روایت این جوری داریم که حیوان از جلو یا عقب دیه داشته باشد نداشته باشد اگر از پا باشد دیه ندارد اگر از دست باشد دیه دارد چرا برای این که اگر از عقب باشد همان جا هم که از عقب باشد اگر سُک زده باشد باز هم دیه دارد از جلو آن جا که مواظبت کامل باشد دیه ندارد یک قاعده کلی همین جا اسب دهانه دستش است حسابی مواظب است ناگهان یک بچه خودش را می اندازد در مقابل اسب ما این حرف را در باب ماشین هم زدیم سوار ماشین است دارد تو اتوبان می رود و ناگهان یک مرد حالا دیوانه، سفیه که ممنوع هم هست در اتوبان باشد ایستاده بود در وسط اتوبان خودش را انداخت جلوی ماشین ما گفتیم این دیه ندارد برای این که نسبت فعل را به نمی شود داد نمی شود بگوییم قتل خطایی است عاقله باید دیه بدهد اما در کوچه دارد می رود و یک کسی را زیر گرفت خب دیه دارد خطایی است نسبت فعل را به او می شود داد اما خطاء چنانچه در کوچه دارد می رود درست هم می رود اشتباه هم نیست مثلا 60 کیلومتر دارد می رود مواظبت هم می کند اما بچه از خانه خودش را انداخت در مقابل ماشین ما گفتیم این دیه ندارد دیه نداشتن برای چه؟ نسبت فعل را به این نمی شود داد سابقاً صحبت کردیم گفتیم این که آقایان می فرمایند که تصادفات همه دیه دارد برای این که قتل خطایی است گفتیم قبول نداریم هر کجا نسبت فعل را بشود داد می گوییم قتل خطایی، قتل شبه عمد، آن جا که نسبت فعل را نمی شود داد هیچ، مثل این که بچه بیفتد جلوی ماشین این جا هم همین طور است دیگر حالا آن وقت ها اسب بوده حالا شما به ماشین مثال بزنید سوار اسب می شود دارد می رود بچه از خانه می رود در مثابل اسب خب هیچ این که می فرمایند اگر جلو باشد اما همین که زین کرده و دارد می رود اما مواظبت نکند و یک کسی را زیر بگیرد اسبش مثل همان جاست که با اتومبیلش دارد می رود اما نسبت قتل را بشود به او داد تصادفی، از عقب هم همنی طور یک دفعه این مثلا سُک می زند خب معلوم است که این لگد می زند خب باید دیه بدهد اما یک دفعه هیچ تقصیری در کار نباشد صرف از عقب لگد زدن یا از جلو نیش زدن نمی توانیم بگوییم به عبارت دیگر آن تخصص که در آن روایت اول گفتیم تخصص لبی همان تخصص را باید در این جا بیاوریم، دیگر بیش از این چیز نداریم اگر شما چیز دارید دیگر باید حاشیه منه بزنید. این روایات باب 13 را دیگر نمی خوانم.
روایت 1 از باب 20: محمد بن یعقوب عن علی بن ابراهیم عن محمد بن عیسی عن یونس عن عبدالله الحلبی عن رجل باز هم این عن رجل قبلش یونس بن عبدالرحمن است روایت مصححه است عن ابی جعفر علیه السلام قال بعث رسول الله صلی الله علیه و آله علیاً علیه السلام الی الیمن که یمن را دیر هم فتح کردند بالاخره امیر المو منین به طور موقت رفتند آن جا قاضی شدند فافلت فرس لرجل من اهل الیمن و مر یعد و فمر برجل فنفحه برجله فقتله اسب فرار کرد و رفت در کوچه ها لگد زد به یک مردی و آن مرد را کشت فنفحه برجله فقتله فجاء اولیاء المقتول الی الرجل فاخذه فرفعوه الی علی علیه السلام فافام صاحب الفرس البینه عند علی علیه السلام ان فرسه افلت من داره و نفع الرجل بینه امد گفت این آقا هیچ تقصیر ندارد بلکه اسب خودش فرار کرده خودش هم لگد به کسی زده امیر المومنین سلام الله علیه فرمودند این دیه ندارد فابطل علی علیه السلام دم صاحبهم این ها خیلی برایشان سنگین آمد حتی به جوری که از یمن آمدند شکایت امیر المومنین سلام الله علیه را کردند فجاء اولیاء المقتول من الیمن الی رسول الله صلی الله علیه و آله فقالوا یا رسول الله صلی الله علیه و آله ان علیاً ظلمنا و ابطل دم صاحبنا فقال رسول الله صلی الله علیه و آله ان علیاً لیس بظلام و لم یخلق للظلم ان الولایه لعلی من بعدی و الحکم حکمه و القول قوله لایرد حکمه و قوله و ولایته الا کافر پیامبر اکرم خیلی داغ صحبت کردند بدون اینکه گوش بدهند به حرفهایشان فرمودند هر چه علی گفته است، و ولایت امیر المومنین علیه السلام را هم اثبات کردند و بالاخره رد امیر المومنین را هم کفر دانستند حالا تمسک شده به این روایت که حیوان اهلی مثل اسب اگر ضرری زد بر صاحب این فرس چیزی نیست چنانچه امیر المومنین علیه السلام فرمودند دیه ندارد مطلقا دیه ندارد. لذا دلالتش خیلی خوب است بهتر از آن روایت است که آن لایغرم ابداً بهتر از آن است الا این که یک قضاوت است و قضاوت یک امر شخصی است و چه بوده است؟ نمی دانیم که از همین باب بوده صاحب فرس تقصیر نداشته چون تقصیر نداشته امیر المومنین فرموده دیه ندارد لذا قضاوت امیر المومنین برای این بوده، ثانیاً یک خصوصیاتی در کار بوده این خصوصیات به ما نرسیده اصلاً نمی شود برای این که قضاوت است و چون قضاوت است اطلاق ندارد و این را بارها گفته ایم قضاوتهای امیر المومنین علیه السلام همه اش درست است 100 درصد مطابق با واقع است همین طور که پیامبر اکرم بدون چون و چرا بدو این که گوش بدهند به اولیاء دم فرمودند بروید گم شویدحرف امیر المومنین حجت است رد امیر المومنین کفر است خب ما هم همین ها را می گوییم تبعاً پیامبر اکرم ما هم می گوییم هر چه امیر المومنین علیه السلام کرده است درست است اما قضاوتها هیچ کدام سرمشق برای فقه ما نیست چرا نیست؟ برای این که در یک مورد خاص است و آن مورد خاص امیر المومنین آن خصوصیت را می دیدند و روی آن حکم می کردند.
گفتیم این روایت بهتر از آن روایت است لذا من اول همین را گفتم گفتم آقا این روایت باید در یک چهار چوب خاصی باشد آن جا که نسبت فعل را به این نشود داد و اما اگر نسبت فعل را بشود داد خب دیگر موذی و غیر موذی ندارد دیه دارد، این اولاً و ثانیاً گفتم که این قضاوت است و قضاوت حجت نیست روایت 1از باب 4 که باز این باب 4 هفت هشت تا روایت دارد حالا من جمله این روایت 1:
محمد بن الحسن باسناده عن احمد بن محمد عن محمد بن عیسی عن عبدالله بن مغیره عن السکونی عن جعفر عن ابیه عن علی علیه السلام روایت لااقل معتبره است اما چون عبدالله بن مغیره قبل از سکونی است دیگر روایت می شود مصححه از موثقه بالاتر است می شود مصححه عن علی علیه السلام قال کان علی علیه السلام لایضمن ما افسدت البهائم نهاراً و یقول علی صاحب الزرع حفظ زرعه و کان یضمن ما افسدت البهائم لیلاً امیر امومنین این جور می گفت می گفت اگر گوسفند ها بریزند در صحرا و صحرا را خراب بکنند اگر روز باشد طوری نیست اگر شب باشد طوری است چرا؟ برای این که اگر روز باشد آن صاحب زرع باید زرعش را حفظ کند نکرده بنابراین مثل این است که مالش را در جاده بگذارد ماشین بیاید برود روی مالش، چه جور آن جا هیچ، این جا هم هیچ و اما اگر شب باشد آن باید گوسفند هایش را حفظ کند نکرده بنابراین دیه دارد خب باز هم بر می گردد به همین حرف آقا که الان گوسفندهایش صحرای مردم را چرانده تقصیر دارد یا نه؟ اگر بگوییم تقصیر آن است یعنی تقصیر صاحب زرع است خب هیچ دیه ندارد اگر بگوییم تقصیر گوسفند هاست دیه دارد پس این بهیمه الانعام لایغرم که فقهاء گفته اند درست در نمی آید بلکه باید برویم ببینیم که نسبت فعل را به کی؟ گاهی نسبت تفریط را به صاحب مال می گویند لایغرم، گاهی نسبت فساد را به صاحب گوسفند یغرم لذا شب و ورزش را این جور درست کرده اند خود امیر المومنین هم فرموده اند همین یعنی آن باید حفظ کند حفظ نکرده لرا اگر ما قانون وضع کردیم گفتیم روزش مال تو شبش مال او دیگر همین جور خواهد شد اگر آن روزش مراعات نکرده مالش را گذاشته در وسط جاده ماشین آمد و رفت روی آن خب دیه ندارد دیگر، اگرهم گفتید که حفظ مال این است نه مال آن خب شب باید گوسفندهایش را حفظ نکرده نسبت فعل را به او می دهند ده بیست تا روایت هست که مشهور این روایت ها را دو قسمت کرده اند گفته اند موذی و غیر موذی اگر موذی باشد دیه دارد اگر موذی نباشد دیه ندارد اما مثل این که نمی شود فرمایششان را درست بکنیم و روایت ها هم بر می گردد به این که آیا نسبت فعل را به کسی می شود داد؟ نسبت تفریط را افراط را به کسی می شود داد؟ اگر نسبت نفریط را به صاحب حیوان بشود بدهیم باید بگوییم ضامن است چه موذی باشد باشد چه غیر موذی.
بحث روز یک شنبه انشاء الله درباره این است که اگر کسی دفاع بکند، سگ درنده آمد او را بگیرد این سگ را کشت گفته اند که دیه ندارد و اما اگر سگ درنده آمد جلو بچه را بکشد و این آن سگ را کست گفتند دیه دارد و این از عجایب هم هست یک روایت هم به آن تمسک کرده اند روز یک شنبه درباره اش صحبت می کنیم.
و صلی الله علی محمد و آل محمد.