اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن
الرحیم.
رب اشرح لی صدری و یسرلی
امری واحلل عقدﺓ من لسانی یفقهوا قولی.
دیروز عرض کردم بعد از محقق این مسئله امتزاج آب پاک با آب نجس یعنی
اگر آب نجس باشد اما مضاف نباشد دیروز مثال زدم این که مثلاً یک حوض است که نجس
بوده است و سطل سطل آب روی آن ریختند تا کر شد حالا اگر بخواهند این حوض را پاک
کنند باید متصل به آب کر کنند یا باران ببارد، حالا آیا اتصال به آب کر فقط کفایت
میکند یا باید آن کر را با این آب نجس به هم بزنند ممتزج بکنند تا پاک شود؟ گفتم
قبل از محقق اصلاً مسئله عنوان نشده وبه وضوح باقی گذاشته شده که صرف اتصال کفایت
میکند و بالاخره قول مسکوت عنه است.
اما در زمان محقق به این طرف مسئله معرکه آرا شده است، غالب محشین بر
عروه میگویند باید این آب را به هم زد، امتزاج پیدا بشود تا آن آب نجس پاک بشود و
بعضی از بزرگان هم بعد از محقق نظیر علامه نظیر شهیدین و نظیر محقق ثانی این
امتزاج را شرط دانستهاند.
اما خودشان هرچه بزرگند دلیلی از برای قولشان ندارند مثلا مرحوم محقق
همدانی رضوان الله تعالی علیه با آن همه علمش تقوایش کلمات پر محتوایش استدلال میکند
به بنای متشرعه، بعد هم میفرماید بلکه بگو بنای عرف، عرف اگر دو تا مثلاً حوض
باشد و یکی از آنها نجس باشد البته نه مضاف، حالا اگر یک حوض را متصل به حوض دیگر
بکنند متشرعه این آب را پاک نمیدانند در وقتی پاک میدانند که ممتزج بشود بعد میفرمایند
بنای عرف هم همین است اگر عرف هم بخواهند یک آبی را پاک کنند با آب دیگر ممتزج میکنند
و الا صرف اتصال میگویند نه.
مرحوم صاحب جواهر رضوان الله تعالی علیه این طرف میزنند آن طرف میزنند
اگر مطالعه کرده باشید بالاخره در آخر کار میگویند آقا استصحاب داریم، نه آن
استصحاب عدم ازلی، میگویند استصحاب وجودی داریم یک حوض بوده حالا متصل کردند به
کر نمیدانیم پاک شد یا نه؟ استصحاب وجودی دارد سابقاً نجس بود الان هم نجس است که
استاد بزرگوار ما مرحوم حضرت امام هم دو سهجا در این بحث ها تمسک به این استصحاب
میکنند در حقیقت اگر کتابها را مطالعه کرده باشید این امتزاج میگردد روی این دو
تا دلیل، یکی بنای متشرعه یک هم استصحاب اگر بنای متشرعه را قبول دارید که خب سیره
است، سیره اماره است حجت است اگر قبول ندارید در مسئله استصحاب داریم.
ایراد مهمی که به این دو تا دلیل هست.
اما استصحابشان اقل و اکثر استقلالی است و در اقل و اکثر استقلالی که
استصحاب معنا ندارد من بدهکار هستم به شما 10 تومان یقیناً و نمیدانم این 12
تومان بیشتر هم هست یا نه؟ خب این علم اجمالی شما منحل میشود به علم تفصیلی و شک
بدوی، علم تفصیلی شما 10 تومان است باید بدهید شک بدوی شما 12 تومان است رفع
مالایعلمون، خب این جا همین طور است، میدانم صرف اتصال باید باشد نمیدانم اضافه
بر صرف اتصال امتزاج باید باشد اقل و اکثر استقلالی علم اجمالی ما مبدل میشود به
علم تفصیلی و شک بدوی، میگویم اتصال یقینی است امتزاج را نمیدانم لازم است یا
لازم نیست؟ لازم نیست، باز نه آن استصحاب عدم ازلی، همین مثل این 10 تومان که
گفتم، لذا وقتی اقل و اکثر شد دیگر نوبت به اصول عملیه نمیرسد این حرفها را بزنیم،
ما باید از اصول عملیه بیاوریم بیرون و مثلا اینجور بگوییم امتزاج میدانم باید
باشد نمیدانم اینجا باید باشد یا نه؟ بگوییم نه، استصحاب بگوید نه، اما ما نحن
فیه که این نیست ما نحن فیه اقل و اکثر استقلالی است و اقل و اکثر استقلالی اسمش
را میگذاریم علم اجمالی، علم اجمالی نیست، یک علم تفصیلی است و یک شک بدوی، بر میگردد
به این که امتزاج میخواهیم یا نه؟ نه، رفع ما لایعملون لذا این پا فشاری صاحب
جواهر و مخصوصاً دو سه مرتبه در کلمات حضرت امام این هیچ وجه ندارد ولو گفته مثل
حضرت امام است مثل صاحب جواهر است اما دلیل خیلی ناقص است.
لذا یک علم تفصیلی داریم اتصال میخواهیم یک شک بدوی داریم امتزاج میخواهیم
یا نه؟ رفع مالا یعملون میگوید نه حرف من درست است حالا ولو ردّ بزرگ است ولی حرف
درست است خب حالا صاحب جواهر اشتباه کردهاند آقای خمینی هم مرتب از صاحب جواهر
گرفتهاند و نقل میکنند خب درست نیست دیگر، معلوم است اقل و اکثر استقلالی است و
در اقل و اکثر استقلالی استصحاب نیست، این یک مسئله.
و اما آن مسئله تشرعی، سیره متشرعه آب را به هم میزنندخب اولاًاین
سیره از کجا؟ کی گفته؟ یک ادعاست بعد هم باشد ما یادشان دادهایم قبل از محقق سیره
متشرعه این بود که امتزاج نمیخواهیم بعد از محقق مشهور سیره شد این که میخواهیم
همه از کی یاد گرفتهاند؟ از ما آخوندها یعنی آن آخوندهای مثل شیخ طوسیها میگفت
صرف اتصال کفایت میکند مرحوم محقق آمد و یک افرادی مثل علامه ومثل شهیدین و محقق
ثانی و کم کم حالا الان سیره ما که میگوییم امتزاج میخواهد اگر از ما بپرسند
آقا از کجا میگویی؟ میگوید آقا عروه را بردار ببین غالب محشین فرمودهاند ، این
که حرف نشدکه ما بگوییم سیره متشرعه به ما میگوید امتزاج، ما میگوییم سیره اگر
ذهنش را خراب نکنید میگوید صرف اتصال کفایت میکند مثلاً فرض کنید دو تا حوض است
گقتند به شما که آقا این حوضها را با هم متصل کن خب شما یک کانال میکنید یک لوله
کشی میکنید دو تا را به هم متصل میکنید بعد از شما میپرسند کارتان را کردید؟ میگویید
بله ما دو تا را به هم متصل کردیم و اما امتزاج کن تا اتصال صادق باشد هیچ عرفی
نمیگوید مگر راستی به او بگوید، بگوید وقتی دو تا حوض را با هم متصل کردی به هم
بزن تا این که یکی بشوند.
ما شهرت ممضی داریم تا زمان مرحوم محقق، خودشان اقرار میکنند هم صاحب
جواهر هم محقق همدانی و هم این کسانی که تقریر بر عروه نوشتهاند و هم مثل کتابی
که حضرت امام در طهارت نوشتهاند اینها همه اقرار میکنند که تا زمان محقق از
امتزاج هیچ خبری نبود همه میگفتند اتصال کافی است، خب اصلاً همان یک اجماع است
اجماع از قدماست و آن اجماع قدماء اگر نگویید مدرکی است تایید میکند مطلب را دیگر
و بعدش است که سر و صدا پیدا شده، شهید دوم هم اختلاف قول دارد.
خب این دوتا دلیلی که برای امتزاج آورده شده و غیر از این دو تا دلیل
برای امتزاج دیگر نداریم.
به بعضی از روایات تمسک شده برای این که صرف اتصال کفایت میکند حالا
قبل از آن که روایتش را بخوانم مرحوم شیخ انصاری و شاگردشان محقق همدانی گرفته شده
از صاحب مقابیس، آسید اسدالله تستری که مرحوم شیخ به ملا بودن در فقه و اصول قبولش
دارند خیلی احترام به او میگذارند و صاحب حدائق، این چهار نفر میفرمایند آقا
اصلاً امتزاج ممکن نیست مگر مستهلک بشود و الا شما آب را به هم بزن، به هم بزن، به
هم بزن همه اجزای نجس و اجزای پاک پهلوی هم است میشود اتصال، یک دفعه حوض را متصل
میکنند یک طرفش به یک طرف حوض، آنها که با هم متصل است نجسها، پاکها با هم متصل
میشود اجزا که نمیشود عین یک دیگر بشود محال است اجزاء عین یک دیگر بشود مگر
استهلاک بشود حالا همه حوض را هم بزن دو تا حوض را یکی بکن همان صرف اتصال که بود
حالا هم صرف اتصال است این حرف این بزرگوارهاست گرچه شیخ انصاری مطالعه نکردهاید
همین طهارتی که در دسترس است وقتی که قول را نقل میکنند معلوم است خیلی جازم به آن
نیستند همچنین مرحوم محقق همدانی اما علی کل حال برای صرف اتصال چون که این
بزرگوارها تمسک به روایت میخواهند بکنند این تایید عقلی را هم آوردهاند، فرمایششان
خوب است اما به قول آقا این عقلی است نه عرفی یک دفعه با فواره حوض را مخلوطش میکنند
با آن کر بالا و به هم نمیزنند خب هرچه آب بیاید بالاخره اطراف فواره را عرفاً میگوید
که اتصال پیدا شد، اما آن آب اطراف یعنی آن طرف فواره خیلی میگوید نه اتصال نیست،
کی اتصال میشود؟
وقتی همهاش را به هم بزنند میگوید، اتصال حاصل شد، میگوید امتزاج
حاصل شد، یعنی علاوه بر اتصال میگوید امتزاج و ما که داریم بحث میکنیم بحث
امتزاج میخواهیم آن هم امتزاج عرفی نه امتزاج عقلی، اتصال عقلی، و عرف وقتی دو تا
آب را به هم بزنند میگوید که امتزاج پیدا شد تا به هم نزنند میگوید اتصال پیدا
شد در حالی که به قول شیخ انصاری تا به هم نزنند اتصال یک طرفی است وقتی به هم
بزنند باز هم اتصال جزء جزء است اما این عرفیت ندارد یک دقت عقلی میخواهد که
انسان بگوید که اصلاً معنا ندارد اجزای آب با هم ممتزج بشود هم آبها وقتی که به
هم برسند اگر مخلوط یک دیگر بشوند امتزاج، اگر مخلوط همدیگر نشوند اتصال لذا به
مرحوم تستری به مرحوم صاحب مقابیس عرض میکنیم فرمایشتان خوب است اما مثل خودتان
یک فرمایش دقی عقلی است که به درد فقه نمیخورد و در فقه فرق است بین اتصال و بین
امتزاج.
خب حالا تا اینجا دلیل پیدا نکردیم برای امتزاج یا برای اتصال الا آن
حرفی که من عرض کردم یا فرمایشی که صاحب جواهر و حضرت امام گفتند آنها میگویند
استصحاب ما میگوییم که نه اقل و اکثر استقلالی، امتزاج نمیدانیم لازم است یا
لازم نیست؟ رفع مالایعلمون، البته استصحاب مقدم است.
اما علاوه بر اینها اصاله الطهاره هم داریم اما این جاها اصاله
الطهاره نداریم اصاله النجاسه داریم برای این که سابقاً این آب نجس بوده الان نمیدانیم
پاک شده یا پاک نشده؟ استصحاب نجاست میگوید پاک نشده مگر به امتزاج.
حالا تمسک شده به بعضی از روایات برای عدم امتزاج این روایتها را
بعضی را تا وقت باقی است بخوانم،
مرحوم حضرت امام رضوان الله تعالی علیه اول که وارد بحث میخواهند
بشوند میگویند اصلاً ماء قابل طهارت نیست آن وقت بعد آن حرف عرفی را بزنند میگویند
اصلاً آب را نمیشود طاهر کرد برای این که اگر استهلاک پیدا بشود آن وقت دیگر آب
نیست مثل مثلاً یک استکان چای را شما بریزید توی حوض خب فوراً مستهلک میشود دیگر
این چای خودش را نمیگیرد یک جمله دارند این جمله خیلی برای ما روی منبر برای رفع
شبهه خیلی خوب است در باره و النجم اذا هوی ماضل صاحبکم و ماغوی این میگوید قسم
به کهکشانها که در حال حرکت است و قسم به تو که گمراه نشدی و ممتزج در قوم گمراه
هم نشدی آن وقت مثال میزنند میگویند که یک جامعه پر از خرافت پر از گناه حالا یک
استکان آب بیاید در این حوض به حوض بگوید من ممتزج تو که نمیشوم نمیشوم بلکه تو
را به رنگ خودم هم در میآورم میگویند خب این یک معجزه است، پیامبر اکرم چنین کرد
در آن محیط آلوده 40 سال زندگی کرد رنگ محیط را به خود نگرفت و وقتی هم مبعوث به
رسالت شد توانست در آن موت کوتاه تمام حجاز را به رنگ خود در بیاورد گفتهاند این
آیه شریفه و النجم اذا هوی ما ضل صاحبکم و ما غوی این معنای غوی یعنی نه گمراه
نشدی، به رنگ اجتماع در نیامدی بلکه رنگ اجتماع را به رنگ خودت در آوردی.
حضرت امام راجع به آب این جور میگویند میگویند که استکان آب کثیف را
بریز در حوض مستهلک میشود پاک است و اما حوض با یک حوض مخلوطش بکن این هیچ وقت
مستهلک نمیشود وقتی مستهلک نشد هیچ وقت نمیشود ممتزج بشود برای این که تمام ذرات
آن آب غیر آن آب است، میفرمایند پس بنابراین آب قابلیت برای تطهیر ندارد الا این
که قدر متیقن این است اگر ممتزج کنیم شارع گفته پاک است پس باید ممتزج بکنیم تا
پاکش بکنیم اول حضرت امام وارد میشوند این جوری درست میکنند بعد تمسک به روایات
میکنند میگویند که شارع مقدس اسلام گفته اتصال یا امتزاج کفایت میکند این یک
تعبد است و اما عرفاً آب قابلیت پاکی ندارد.
این حرف درست است؟ برای خاطر این که عرفاً اگر آبی را مخلوط آبی بکنند
مستهلک نیست اتصال بالاتر از امتزاج است آیا این آب آن دقت حضرت امام را عرف روی
آن میکند یا نه؟ ظاهراً مثل همان حرف مرحوم تستری مرحوم صاحب مقابیس است امر عقلی
است اما امر عرفی مسلم وقتی امتزاج پیدا شد دیگر بعض بعض دیگر را طاهر میکند، و
عرفاً میگوید این آب پاک است چرا پاک است؟ یک آب دیگر پهلویش در آمد پاکش کرد و
این که ما بخواهیم بگوییم حتی اگر ممتزج شد باز هم نجس است عرفیت ندارد این که آب
قابلیت تطهیر ندارد مثلاً مثل بول است مثل خون است چه جور قابلیت تطهیر ندارد تا
این که مستهلک بشود آب هم همین طور است، میگوییم عرفاً این طور نیست فرق است بین
آب و خون، اگر خون ممتزج بشود مستهلک نشود خون نجس خون است ولو در دریا باشد و اما
اگر آب ممتزج شد مستهلک نشد بگوییم که مثل خون است، ظاهراً این جور نیست، لذا این
فرمایش حضرت امام را ندیدم هم کسی بگوید این فرمایش حضرت امام که آب قابلیت تطهیر
ندارد این شرعیت که ندارد شرعیت ندارد عرفیت هم ندارد.
حضرت امام تمسک میکنند به دو سه تا روایت که آب قابل تطهیر نیست،
روایتها صحیح السند است ظاهرالدلاله است باید چکارش بکنیم؟ روایت 6 و 7 و 8 از
باب 1 از ابواب ماء مطلق، همان اول وسائل.
عبارتها هر دو سه تا روایت، بیشتر از دو سه تا روایت هم هست همه به
این مضمون است الماء یُطهَّرو لایطهر حضرت امام میگوید ببین میگوید الماء یطهِر
و لایطهَر آب پاک میکند اما چیزی بخواهد آن را پاک بکند نه، و لایطهَر، خب این روایت.
حالا معنایش همین است که حضرت امام میگویند؟ یعنی آب قابلیت تطهیر
ندارد؟ البته اگر این باشد خلاف اجماع است دیگر همه میگویند الماء یطهِر و یطهَر
لذا بحث ما این است که اگر امتزاج شد اجماع قدماء و متأخرین و همه همه این است که
این آب پاک است، لذا این روایت را باید یک جور دیگر معنا بکنیم.
علی الظاهر معنایش این است که آب یطهِر خلق الله الماء طهوراً و اما
غیر آب مطهِر نیست، مگر یک تعبدی بیاید مثلاً شما بگویید زمین یا خورشید بعضی جاها
مطهر است آن هم یک تعبد حسابی است والا
معمولاً خلق الله الماء طهوراً غیر ماء
دیگر طهور نیست، اگر شارع مقدس تیمم درست کرد اگر شارع مقدس فرمود که مثلاً چند
قدم راه برو ته کشفت پاک میشود اینها تعبدهایی است که مربوط به اصل مطلب نیست و
ظاهراً روایتها همین را میخواهد بگوید، میگوید که خلق الله الماء طهوراً غیر
ماء طهور نیست نه زمین و نه آسمان و نه خاک و نه غیر خاک، هیچ چیز مطهر نیست، مطهر
مختص به آب است اگر روایت را این جور معنا کنیم ظاهراً درست میشود اما دیگر برای
حضرت امام نمیشود . ظاهراً همین باید معنا کنیم روایتها را.
اول حرفی که گفتهاند گفتهاند روایاتی که میگوید البئر واسع لاینجسه
شیئ الا ان یتغیر فینزح حتی یطهر میگوید این روایتها دلالت میکند که صرف اتصال
کفایت میکند.
امروز روز بسیج است روز مقدس است انصافاً اگر بسیج نبود این نظام الان
نبود اگر بسیج نبود الان صدام این جا حکومت میکرد آقا بالاسرش هم آمریکا بود.
ما روی این بسیج طلاب خیلی پا فشاری کردیم تا درست کردیم حتی آقای
فیروز آبادی را خواستم و ایشان هم قولها دادند و خب الحمدلله هست اما آن که ما
خواستیم در بسیج طلاب نشد ولی علی کل حال بسیج این بسیج مردمی الحمدلله خیلی عالی
است پشتوانه خوبی است.
حالا برای خاطر امروز که روز بسیج است تصمیم گفته شده است که بسیج یک
عیدی به همه شما بدهد برای این که همه شما دعایشان بکنید آقای کوچکزاد هم یک قدری
برای بسیج میخوانند تا شما شیرینی بخورید، تقاضا دارم بلند نشوید.
وصلی الله علی محمد و آل محمد